انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - ٢ اوصاف رهبر شايسته
گفتن به گفتار و كردار سبكسرانه و نابخردانهشان صرفنظر كند ومسالمتجويي و خيرخواهي خود را به آنان نشان دهد. [١]
٢٠. ايثار و از خودگذشتگي. يكي ديگر از راههاي اثبات خيرخواهي و حسن نيّت، ايثار و از خودگذشتگي است. اگر رهبر براي تأمين مصالح اجتماعي از منافع شخصي خود قطع نظر كند و خيرات دنيوي ديگران را بر خيرات دنيوي خود مقدّم بدارد، مردم باور ميكنند كه خيرخواه آنان است، حسننيّت دارد، و خودش را براي آنان ميخواهد، نه آنان را براي خودش، بنابراين وي در دل مردم جاي ميگيرد. به همين جهت، قرآن كريم در مواضعي خاطرنشان ميكند كه انبياي الهي، به هيچوجه، از مردم «اجر» و مزدي نميخواستند و با اين ايثار و از خودگذشتگي، حسن نيّت خود را اثبات ميكردند.[٢]
٢١. انضباط و فرمانبرداري خواستن. سعه صدر نسبت به نقاط ضعف و لغزشهاي زيردستان، طرد نكردن آنان، نرمخويي با آنان، درگذشتن از خطاها و اشتباهات آنان، ارزش قايل شدن براي شخصيّتشان، مشورت با آنان، انتقادپذيري، تواضع، احسان و نيكي، ايثار و ازخودگذشتگي همه بهجاي خود صحيح و ضروري است؛ ولي منافات ندارد با اينكه رهبر از زيردستان انضباط و فرمانبرداري بخواهد.
٢٢. جلوگيري از انحراف و فساد زيردستان. همچنانكه پيشتر نيز اشاره شد، سعه صدر داشتن و تحمّلكردن نقاط ضعف و لغزشهاي ديگران هرگز به معناي فراموشي عيوب و نقايص نيست. رهبر موظّف است كه در عين حال، نسبت به انحراف و فساد
[١] زخرف (٤٣)، ٨٩. [٢] انعام (٦)،٩٠، يونس (١٠)، ٧٢، هود (١١)، ٢٩ و ٥١، يوسف (١٢)، ١٠٤، فرقان (٢٥)، ٥٧، شعراء (٢٦)،١٨٠، ١٦٤، ١٤٥، ١٢٧ و ١٠٩، سبأ (٣٤)، ٤٧، يس (٣٦)، ٢١، ص (٣٨)، ٨٦، طور (٥٢)، ٤٠ و قلم (٦٨)، ٤٦.