انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - ٢ اوصاف رهبر شايسته
٨. توجّه مؤكّد به تدريجي بودن حركت اجتماعي. رهبر بايد همواره توجّه داشته باشد كه آرا و عقايد و نيز اخلاق و خصايل روحي مردم به سرعت و سهولت تغيير نميپذيرد، و بنابراين تحوّل اجتماعي بنيادي، تدريجي و كند خواهد بود.
٩. جلب نيروهاي بالفعل و تربيت و تعليم نيروهاي بالقوّه. رهبر بايد نيروهاي بالفعلي را كه در جامعه موجودند جلب كند و بهدرستي دريابد كه از هر يك از آنان كي، كجا، و چگونه ميتوان كمال استفاده را كرد. ولي، از آنجا كه حركت اجتماعي، تا وصول به هدف نهايي، زمان طولاني و مراحلي متعدّد در پيش دارد و در هر زمان و مرحله ممكن است موانعي بيشتر و حتّي پيشبيني نشده پديدار شود، نيروهاي بالفعل، هرچند براي شروع قيام و نهضت كافي به نظر آيد، براي ادامه آن، به احتمال قريب به يقين، كفايت نخواهد كرد.
از اينرو، رهبر نيز، موظّف است كه نيروهاي بالقوّه را تحت تربيت و تعليم در آورد تا به فعليّت رسند و ادامه نهضت را ممكن و ميّسر سازند؛ و اين نيروسازي بايد همواره استمرار و دوام داشته باشد. تعليم و تربيت، بيشتر و بهتر نيروهاي بالفعل نيز از وظايف بسيار مهمّ و خطير رهبر است. رهبر بايد نيروها را هم از لحاظ علم و دانش و هم از لحاظ اخلاق و عمل و گرايش تقويت كند تا در پي تنپروري و راحتطلبي نباشند.
١٠. جلوگيري از اختلاف و افتراق نيروها. ناگفته پيداست كه همه نيروها از لحاظ علم و دانش، عقل و تدبير و ژرفانديشي و آخربيني، و اخلاق و گرايش در يك حدّ و رتبه نيستند و آرا، عقايد و ذوق و سليقههاي يكسان ندارند؛ و اين همه موجب خواهد شد كه در مقام عمل اصطكاكها، تضادّها و تزاحمها و تصادمهايي روي دهد.
يكي از وظايف بسيار عمده و حياتي رهبر اين است كه بعد از تعيين محور حقّ، يعني هدف نهايي و اصول و موازين غير قابل تغيير، همه نيروها را در حول آن محور گردآورد، و به هيچوجه، نگذارد كه اختلافشان شدّت يابد و گروه را به پراكندگي و از