انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥ - ٢ اوصاف رهبر شايسته
و كارها انجام داد. براي اينكه در همه اين تصميمها، گزينشها و كارها هدف نهايي ملحوظ باشد و فراموش نشود، مهمّ، فداي اهم و فرع فداي اصل نگردد، و نيز انحرافاتي پيش نيايد، بايد اصول و موازيني كه در حكم حدّ و مرزهاي قيام و نهضتاند و تجاوز به آنها به معناي خروج از دايره حركت اجتماعي و ممنوع است، بهطور دقيق شناخته و معيّن شوند. از اينرو، شناخت و تعيين اموري كه در جريان نهضت نبايد هرگز آسيب ببينند و مسير و خط مشي نهضت را مشخّص ميسازند و غفلت از آنها نهضت را از نيل به هدف بازميدارد و نيز ارزيابي و سنجش امور و تعيين اصل و فرعها، اهمّ و مهمّها، و اولويّت و تقدّمها از مهمترين وظايف رهبر است.
٥. شناخت نقاط ضعف موجود و تعيين اهمّ و مهمّ آنها. عدم شناخت دقيق نقاط ضعفي كه در جامعه وجود دارد و بايد از ميان برود، رهبر را به تصميمها، موضعگيريها، و فعّاليتهاي نادرست و نابهجا ميكشاند.
٦. شناخت موانعي كه بر سر راه حركت اجتماعي پديدار خواهد شد و تعيين شيوههاي مقابله با آنها. رهبر بايد كساني را كه ممكن است از داخل يا از خارج، كارشكني كنند و مزاحم حركت اجتماعي مطلوب شوند بهخوبي بشناسد. همچنين بايد طرق مختلف مبارزه با آنان را تعيين كند. ممكن است اوضاع واحوال اقتضا كند كه بعضي از دشمنان و مخالفان را زودتر از ميان بردارند و به پارهاي ديگر مدّتي مهلت دهند، برخي را تهديد كنند و برخي ديگر را تطميع، و... .
٧. دورانديشي و برنامهريزي. رهبر نبايد چشم بهراه حوادث و وقايع بنشيند؛ بلكه بايد دورانديش باشد و با توجّه تامّ به هدف نهايي، اصول و موازين ثابت و لايتغيّر، نقاط ضعف موجود در جامعه، و موانع نهضت، برنامهاي واقعبينانه، عالمانه و خردمندانه طرح كند تا چند و چون شروع و ادامه نهضت بهطور دقيق معيّن و معلوم باشد.