نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٦ - شبهه اختلاف در منابع شناخت دين
مىشدند و با كسب تجربه بيشتر در سياستها و رفتارها تجديد نظر مىكردند و شيوههاى برترى را بر مىگزيدند. پس چنان نبوده كه رفتار آنها خدايى و ناشى از وحى باشد و خطايى در آن متصور نگردد، بلكه رفتار ساير آنها نيز چون رفتار ساير انسانها خطاپذير بوده است! اين فرضيه، هم با وجود اصول ثابت در دين سازگار نيست و بر اساس آن، ما نمىتوانيم معتقد گرديم كه اصول ثابتى وجود دارد كه بايد به آنها پايبند بمانيم. همچنين اين فرضيه نظريه عصمت و مصون بودن پيشوايان دينى از خطا و اشتباه را كه شيعيان بدان اعتقاد دارند رد مىكند و ثابت مىكند كه آنان معصوم نبودهاند و مانند ديگران اشتباه مىكردهاند و نمىتوان قداستى براى انديشه و رفتار آنان قائل شد و به رفتار و گفتار آنان تعبد كرد. پس نظريه عصمت پيشوايان دينى برگرفته از قرآن و روايات نيست، بلكه ساخته و پرداخته فكر روحانيت است!
وقتى ثابت شد كه شيوههاى رفتارى پيشوايان دينى متفاوت بوده و آنان برداشتها و قرائتهاى مختلفى از دين داشتهاند، به طريق اولى در زمان غيبت كه كسى به پيامبر و امام معصوم دسترسى ندارد، فتاوا و شيوههاى رفتارى علما و مراجع كه هيچ كس آنان را معصوم نمىداند متفاوت مىباشد و آنان برداشتها و قرائتهاى مختلفى از دين خواهند داشت. شاهد آن اختلافى است كه در فتاواى مراجع در زمانهاى گوناگون رخ داده و از نظر تاريخى فتاواى آنان متفاوت گرديده است: مثلاً زمانى آنان فتوا مىدادند كه دختران به مدرسه نروند، اما وقتى ديدند شرايط تغيير كرد و اقتضائات جديدى پديد آمد، نظرشان را تغيير داده و فتوا دادند كه جايز است دختران به مدرسه بروند و حتى دختران علما هم به مدرسه رفتند. زمانى استفاده از راديو و تلويزيون را تحريم مىكردند، اما وقتى شرايط تغيير كرد، آن را حلال كردند. پس فتاواى مراجع تقليد تاريخمند است و در زمانهاى گوناگون تغيير مىكند و نه تنها در زمانهاى گوناگون، بلكه در زمان