نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - سيره عقلا ملاك تقليد از فقيه
كه دروغ نمىگويد، نظر و تشخيص او را بر تشخيص خود مقدم نمىدارد؟ آيا وقتى مىنگرد كه اگر راهى را خود برگزيد، احتمال اندكى وجود دارد كه او را به مقصد برساند و در راهى كه آن راهنما به او معرفى مىكند احتمال بيشترى براى رسيدن به مقصد است، به راهنمايى آن راهنما عمل نمىكند؟
بر اساس سيره و بناى عقلايى است كه وقتى كسى بيمار مىشود به پزشك مراجعه مىكند. البته او اين احتمال را مىدهد كه ممكن است آن پزشك در تشخيص و معالجهاش اشتباه كند، اما احتمال اشتباه پزشكى كه از تخصص كافى برخوردار است بسيار كمتر از احتمال اشتباه كسى است كه در آن زمينه تخصص ندارد. به هر روى، در همه زمينهها بناى عقلا بر رجوع به خبره و متخصص است: كسى كه مىخواهد خانه بخرد به سراغ كارشناس و ارزياب مسكن مىرود، كسى كه مىخواهد خانه بسازد به سراغ معمار و مهندس ساختمان مىرود و همچنين كسى كه مسايل دينش را نمىشناسد، به سراغ فقيه و متخصص در دين مىرود. البته چون انسان به دنبال حقيقت است وقتى چند فقيه وجود داشتند كه يكى اعلم و آشناتر به فقه است، روش عقلا ترجيح اعلم است؛ چون احتمال اينكه نظر و رأى او به واقع نزديكتر باشد بيشتر است. چنان كه مردم پزشكى را كه از ديگران حاذقتر و با تجربهتر است، بر سايرين ترجيح مىدهند و اگر كسى دسترسى به چنين پزشكى داشته باشد و او را بر ديگران ترجيح ندهد او را مذمت مىكنند. بله اگر كسى دسترسى به پزشك حاذقتر و با تجربهتر نداشت و يا بايد مسافتى طولانى براى رسيدن به او طى كند و يا بايد هزينه گزافى را متحمل گردد به جهت وجود چنين موانع و مشكلاتى نوعاً افراد از مراجعه به او صرف نظر مىكنند، و در اين صورت، مراجعه به كسى كه از دانش پزشكى كمترى برخوردار است منطقى و عقلايى مىباشد.
بنابراين، مراجعه به اعلم در فقه، صرف تعبد نيست، بلكه مبتنى بر روش و