نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - تسليم عقل در برابر وحى
ندارد و از پيش خود حكم نمىكند كه سخنان و رفتار اهلبيت براى ما حجت و قابل پيروى است، اما پس از دلالت قرآن و سخنان پيامبر بر لزوم تبعيت و پيروى از ايشان و حجيت سخنان و رفتارشان، عقل نيز ما را ملزم به تعبد به گفتار و رفتار ايشان مىكند. از جمله آياتى كه دلالت بر لزوم اطاعت و پيروى از اهلبيت دارد، آيهاى است كه خداوند در آن مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ...؛[١] اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و رسول خدا را اطاعت كنيد و اولياى امر خود را[نيز] اطاعت كنيد.
بىترديد اين آيه دلالت بر لزوم پيروى و تبعيت از هر كسى كه به حكومت و سلطنت رسيده ندارد و چنان نيست كه اطاعت از همه حاكمان، حتى ياغيان ستمگر، مشمول آيه فوق باشد و در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز چنين برداشتى نداشتند. از اين جهت، چنان كه در روايت جابر بن عبدالله انصارى آمده، اصحاب پيامبر چون نمىدانستند كه منظور از «اولى الامر» كيست، در اين باره از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)سؤال كردند و حضرت در پاسخ فرمودند: «آنان جانشينان من و امامان معصوم براى مسلمانان پس از من هستند»، پس از آن، حضرت اسامى دوازده امام را برشمردند كه اولين آنها حضرت على(عليه السلام) و آخرين آنها حضرت حجت، عجل الله تعالى فرجه الشريف، مىباشند.[٢]
در زمان امام صادق(عليه السلام) كه خلفا به جاى حكومت و اجراى عدالت، به شيوه سلاطين رفتار مىكردند و مردم و بخصوص شيعيان اهلبيت را تحت فشار و ستم خود قرار داده بودند؛ برخى از وابستگان دربار، براى مشروع جلوه دادن رفتار خلفا و توجيه آنها، به آيات قرآن تمسك مىكردند و حتى ابايى از جعل حديث در تاييد خلفا نداشتند. از جمله به مردم مىگفتند كه منظور از «اولى الامر» همه خلفا
[١] نساء، ٥٩. [٢] بحارالانوار، ج ٣، باب ٤١، روايت ٦٧، ص ٢٥.