نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - تسليم عقل در برابر وحى
اطهار، در باب تفسير و تاويل آيات قرآن، براى ما حجت و قابل تعبّد است و به جز ايشان سخن هيچ كسى چنين محبّت و اعتبارى ندارد. بله مفسران مىتوانند، با استفاده از قراين و شواهد قرآنى و همچنين شواهد تاريخى و همچنين با استفاده از كلمات پيامبر و ائمه اطهار، به توضيح و تفسير قرآن بپردازند. در هر حال، در مواردى كه جنبه تعبدى دارد و معنا و تفسير آيات قرآن براى ما آشكار نيست، ما تنها مىتوانيم به كلام معصوم تعبد داشته باشيم و حق نداريم كلام غير معصوم را براى خويش حجت قرار دهيم. در اين صورت، وقتى پيامبر مصاديق اولى الامر را براى ما مشخص فرمود، كلام ائمه اطهار(عليهم السلام) كه مصاديق اولى الامر هستند براى ما حجت و قابل تبعيت و پيروى است و دليل تعبد به كلام آنها و پيروى از آن حضرات فرموده پيامبر است، چه اينكه پيروى از پيامبر نيز ناشى از دستور خداوند به اطاعت از پيامبر است و اطاعت از خداوند به حكم عقلْ واجب است. پس در نهايت اطاعت از امامان معصوم نيز مستند به حكم عقل و داراى پشتوانه عقلى است.
در مقابل، برخى ملاك پذيرش رأى و نظر را پذيرش اكثريت جامعه قرار مىدهند و مىگويند وقتى اكثريت جامعه نظرى داشت بايد بدان تن در داد. حتى اگر نظر اكثريت مردم بر خلاف حكم عقل و نظر خداوند باشد! در صورتى كه نظر اكثريت جامعه و بلكه نظر همه مردم در صورتى معتبر و قابل پذيرش است كه هماهنگ با نظر خداوند و حكم عقل باشد. از اين جهت است كه نظر اكثريت مردم، در زمان پيامبران الهى كه بر كفر و شرك و بتپرستى بود، اعتبارى نداشت، وگرنه پيامبر خدا حق نداشت كه مردم را به توحيد دعوت كند. اگر رأى اكثريت به نحو مطلق معتبر است، حضرت ابراهيم(عليه السلام) چه حقى داشت كه على رغم اتفاق مردم زمان خويش بر آيين بتپرستى و نفى توحيد تبر به دست گيرد و در غياب مردم بتها را بشكند و نظر و خواست همه مردم را زير پاى خويش نهد؟ يا وقتى اكثر مردم حجاز بت پرست بودند، چرا رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مخالفت با