نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٣ - تسليم عقل در برابر وحى
واحِدٌ؛[١] بگو: من هم مثل شما بشرى هستم ولى به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است.
چنانكه پيشتر گفتيم برخى در تقليد شبهه كردهاند و اين شبهه را حتى به تقليد و پيروى از پيامبر خدا نيز سرايت دادهاند و ما در رد اين شبهه، ابتدا به عقلانى و ضرورى بودن پيروى از مقام نبوت پرداختيم و گفتيم با توجه به اينكه پيامبر معصوم و برگزيده خداوند و گيرنده وحىِ اوست، عقلْ ما را ملزم به تبعيت و پيروى او مىداند و از اين جهت ما بايد همه سخنان و رفتار او را بپذيريم و الگوى خويش قرار دهيم. امّا آن بخش از سخنان پيامبر كه به صورت وحى و در قالب قرآن به ما معرفى شده، از آن جهت كه در واقع، كلام خداست و توسط پيامبر به ما ارائه شده، بايد مورد اطاعت قرار گيرد و تبعيت از آن، تبعيت از سخن خداوند است. همچنين ما بايد به سنت پيامبر و سخنانى كه به عنوان وحى نبوّت توسط پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ما ابلاغ نشده نيز تعبد داشته باشيم و آنها را بپذيريم، چون سنت پيامبر نيز حاكى از احكام واقعى الهى است و با توجه به اينكه پيامبر در مجموعه گفتار و رفتارش معصوم از خطا و اشتباه است، سنت و سخنان او نيز حق و مطابق با واقع و حجت است و به علاوه، خداوند به صراحت پيروى از مجموعه رفتار و گفتار پيامبر را لازم شمرده است: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛[٢] و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را بازداشت، باز ايستيد.
افزون بر اين، ما شيعيان معتقديم كه سخنان اهلبيت(عليهم السلام) مثل سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى ما حجت است و همانطور كه اطاعت و تقليد از پيامبر واجب است، پيروى و تقليد از آنها نيز واجب است و گرچه عقل مستقلاً در اينجا حكمى
[١] كهف، ١١٠. [٢] حشر، ٧.