نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - نگاهى دوباره به موارد ضرورت تقليد و ساحت هاى آن
به اينكه رسيدن به شناخت و معرفت شخصى به حقايق و امورى كه در سعادت و شقاوت انسان تاثير تام دارند مشكل است و حداقل بخش اندكى از مردم مىتوانند با تحقيق و مطالعه و اجتهاد به همه آنها دست يابند و اكثريت قريب به اتفاق مردم نمىتوانند به معرفت و شناخت اجتهادى به آن مجموعه عظيم معارفى كه تضمين كننده سعادت است دست يابند، راهى جز اين نيست كه بخشى از نيازمندىهاى خود را از راه تبعيت و تقليد از آگاهان و متخصصان تأمين كنند و چنانكه قبلاً نيز گفتيم، اين تقليد فراتر از تقليد در حوزه مسايل فقهى است و مسايل نظرى و اعتقادى را نيز در بر مىگيرد. حال براى اينكه حوزههاى تقليد در دين را بازشناسيم بايد به مطالعه محتواى دين بپردازيم. پس از بررسى و مطالعه، به چهار حوزه و ساحت در دين بر مىخوريم كه مىتوان در آنها از ديگران تقليد و تبعيت داشت و البته تعيين آن چهار ساحت مبتنى بر استقراست و ما برهان عقلى بر انحصارى بودن آنها نداريم و ممكن است با رويكردهاى ديگرى تقسيمبندىهاى جديدى در برخى از حوزهها و ساحتها رخ دهد كه موجب گستردهتر شدن آن حوزهها گردد.
حوزه و ساحت اول، عبارت است از عقايد و به تعبيرى باورها و معرفتهاى نظرى كه مبتنى بر حقيقت و واقعيت هستند. با اين باورها انسان از چيزى حكايت مىكند كه معتقد است وجود و تحقق دارد و يا معتقد است كه تحقق و وجود ندارد؛ از اين جهت اين گزارهها با «هست» و «نيست» همراه هستند: مثلاً گفته مىشود: خدا هست، پيامبران حقند و از سوى خداوند مبعوث شدهاند، و يا قيامت حق است. پس ساحت اول آن دسته قضايايى هستند كه از واقعيتها سخن مىگويند.
ساحت دوم عبارت است از ارزشها كه آنها جنبه حُكمى و دستورى دارند و مربوط به رفتار اختيارى انسان هستند. به تعبير ديگر، امورى كه از آنها به «بايدها» و «نبايدها» ياد مىشود. مثلاً گفته مىشود: راستگويى خوب