نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - نگاهى به نقش عقل در تقليد و الگوگزينى صحيح
درستى يا نادرستى گزارههاى قرآن را بايد با محك دليل علمى بسنجيم و اگر منطبق با گزارههاى علمى بود بپذيريم و الا آن را كنار نهيم. صرف نظر از انگيزهها و سياستهاى داخلى و خارجى كه در وراى طرح اين مباحث وجود دارد، وظيفه ما به عنوان كسانى كه از علوم و معارف اسلام و اهلبيت بهرهمند گشتهايم، اين است كه به اين شبهات پاسخ دهيم.
چنان كه گفتيم شبههافكنان با استناد به موارد تقليد احمقانه و زيانبار به طور كلى تقليد از ديگران را محكوم مىكنند و مىگويند: انسان تنها بايد به عقل خود تكيه كند. پاسخ ما به اين مغالطه و شبهه اين بود كه بى شك در مواردى تقليد مذموم است و قرآن نيز آن را مذمت مىكند؛ اما در مواردى تقليد نه تنها مذموم نيست بلكه واجب نيز هست. ملاك درستى و يا نادرستى تبعيت از گفتار، نظر و رفتار ديگران در اين است كه آيا دليل عقل پسندى براى آن تبعيت وجود دارد، يا نه تنها دليل عقلى بر تقليد و تبعيت وجود ندارد بلكه دليل عقلى بر خلاف آن وجود دارد. در جايى ما معتقد به درستى تقليد و تبعيت از ديگران مىشويم كه عقل آن را تأييد كند و آن تقليد به جهت حكم عقل صورت پذيرد، نه در جهت كسب رضاى مردم و كسب اعتبار و وجهه نزد ديگران و يا كسب موقعيت اجتماعى و يا تأمين منافع دنيوى؛ كه در اين صورت چون تقليد نادرست و مبتنى بر انگيزههاى غير عقلايى است، از نظر ما مطرود است. قرآن در نكوهش چنين تقليدى مىفرمايد: «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ؛[١] و چون به آنان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد، گويند بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافته ايم پيروى مى كنيم؛ آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمى كرده و به راه صواب نمى رفته اند [باز هم در خور پيروى هستند]»
[١] بقره، ١٧٠.