نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - تسليم عقل در برابر وحى
و قيامت ندارد، اما براى كسى كه با برهان عقلى خداوند را شناخته است و به خداوند و صفات او اعتقاد و ايمان دارد، راهى براى انكار معاد و قيامتى كه خداوند از آن خبر داده نخواهد داشت. وقتى خداوند از وجود قيامت خبر داد، عقل به او حكم مىكند كه اِخبار خداوند را بپذيرد و حق ندارد سخن خداوند را انكار كند. وقتى خداوند فرمود من شما را براى عالم ابدى قيامت آفريدم كه در آنجا مرگى براى شما نيست، عقل نمىتواند سخن خداوند را نپذيرد زيرا سخن خداوند از طريق وحى و توسط كسى به ما رسيده كه لياقت دريافت و تلقى وحى را دارد. كسى كه برگزيده خداست و از راههاى قطعى، حقانيت و صلاحيت او ثابت شده است و از جمله خداوند به او معجزه عطا فرمود تا هم دليلى عقل پسند و قاطع بر نبوت و پيامبرى او، و هم دليلى قاطع بر صدق گفتار او باشد و كسى در گفتار و سخنان او شك نكند و بدانها ايمان آورد. با اين وصف، وقتى پيامبر سخنى را از سوى خدا به ما ابلاغ كرد، عقل در برابر سخن او تسليم بوده آن را مىپذيرد؛ چون آن سخن از منبعى مطمئن و قطعى رسيده است. يعنى آن سخن توسط كسى به ما رسيده كه از بين انسانهاى بى شمار تنها او صلاحيت و لياقت دريافت وحى را دارد و برگزيده خداوند است و ديگران از اين لياقت و صلاحيت محروماند. وقتى پيامبر با آن خصوصيات متعالى وحيى آورد، مسلماً سخن او سخن خداست و نبايد در آن ترديد داشت و نبايد كسى انتظار داشته باشد كه خداوند سخن خود را مستقيماً به او برساند؛ چون دريافت مستقيم و بى واسطه سخن خداوند شايسته هر كسى نيست و خداوند خود مىداند كه به چه كسى وحى كند: اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛[١] خدا بهتر مىداند رسالتش را كجا قرار دهد.
پس وقتى ثابت شد كه خداوند چيزى فرموده و سخن او به وسيله پيامبر معصومى كه در تلقى وحى و نقل آن اشتباهى نمىكند به ما رسيده، به حكم عقل
[١] انعام، ١٢٤.