نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧ - ٣ مقام قضاوت و داورى
براساس مستندات قطعى و نص قرآن و يا مضمون روايات متواتر و حكم خداوند، حكمى كرد، اما كسانى به مخالفت با او برخاستند و به او اعتراض كردند و حكم او را ننگين دانستند، آيا با توجه به آيه مذكور، ايمان دارند؟ آيا مقاومت در مقابل حكم الهى با ايمان به خداوند سازگار است، يا اين مقاومت و مخالفت ناشى از عناد و نفاق و كفر است؟ بنابراين، با توجه به اينكه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از مقام تعليم، تفسير قرآن و وحى، بيان معارف و احكام دين برخوردار گشته و در ارائه اين حقايق معصوم است و خطايى از ايشان سر نزده، آنچه ايشان فرمودهاند و از جمله امور تعبدى، بر ديگران حجت است و نبايد در حقانيت آنها ترديدى به خود راه داد و بايد بر طبق آنها عمل كرد، همچنين ايشان از مشروعيت الهى در حاكميت و ولايت امر و قضاوت برخوردار بودهاند و عمل و حكم و قضاوت ايشان بر ديگران حجت بود و بايد در برابر آن تسليم باشند. پس اگر ايشان در زمينه مسايل اجتماعى حكمى كردهاند و يا قضاوتى داشتهاند، كسى حق مخالفت و ارائه نظر مخالف با ايشان را نداشته است: وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِيناً؛[١] و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد، و هركس خدا و فرستادهاش را نافرمانى كند قطعاً دچار گمراهى آشكارى گرديده است.
وقتى خدا و پيامبر حكمى دادند، كسى حق اظهار نظر ندارد. آنجا ديگر نمىشود گفت مردم در انتخاب و اختيار آزادند و ملاك رأى مردم است. حتى پيامبر در برابر حكم و امر خدا، حق اظهار نظر و يا تغيير حكم خدا را ندارد، چه رسد به سايرين.
چنان كه متذكر شديم، به جز مقام رسالت و نبوت، ائمه اطهار(عليهم السلام) از ساير
[١] احزاب، ٣٦.