نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - ماهيت تزكيه و تربيت
هستند و يا قدرت انتخاب آنها اندك است و در حدى نيست كه تربيتپذير موجودى مختار محسوب گردد. اما گاهى تربيت و تزكيه درباره انسان اعمال مىگردد كه برخوردار از شعور، آگاهى، و قدرت اختيار و انتخاب است و بدون اِعمال اختيار از سوى او، تربيت و تزكيه صورت نمىپذيرد. در اينجاست كه به جز فراهم آوردن اسباب طبيعى و فيزيكى، مربى بايد از ظرفيتها و قابليتهاى ويژهاى برخوردار باشد تا بتواند شرايط و زمينهاى را فراهم سازد تا انسان تربيتپذير به تدريج و به اراده خود به سوى خير و تكامل و تعالى هدايت شود و آنها را برگزيند.
البته با توجه به اينكه انسان آگاه و باشعور است، مربى انسان بايد از عنصر تعليم هم بهره گيرد و در كنار تربيت و تزكيه، مطالبى را به انسان تربيتپذير ياد دهد و شناخت او را گسترش بخشد. اينجا نقطه اشتراك تعليم و تربيت است كه مربى در ضمن تربيت، آموزش نيز مىدهد. توضيح اينكه وظيفه معلم دادن آگاهىهاى لازم به دانش آموز است؛ اما تذكر دادن، موعظه، نصيحت، پند و اندرز از شؤون و وظايف مربى است و از وظايف معلم به شمار نمىآيد و اين نقطه افتراق تزكيه با تعليم است. البته ممكن است معلم نقش مربى را ايفا كند كه در اين صورت، به آن وظايف نيز مىپردازد.
نقطه افتراق ديگر تربيت با تعليم، وجود عنصر تمرين و تكرار و به كارگيرى عملى آموختههاست. چون گاهى انسان دانشى را به خوبى فرا مىگيرد، اما در هنگام عمل نمىتواند دانستههاى خود را پياده كند و براى اينكه بتواند در مقام عمل از آموختههاى خود استفاده كند نياز به ممارست و تمرين دارد. توضيح آنكه: بعضى از دانشها صرفاً يك سرى مفاهيم ذهنى هستند كه انسان بايد سعى كند آنها را خوب درك كند و به خاطر بسپارد و فراموش نكند ولى جلوه عملى و خارجى ندارند، گروهى ديگر از دانشهاى انسان كاربردى هستند كه بايد عملا پياده شوند و از اين روى، بايد علاوه بر فراگرفتن مفاهيم مربوط، با تمرين