نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - نگاهى دوباره به موارد ضرورت تقليد و ساحت هاى آن
است و بايد راست گفت؛ و يا دروغ گويى بد است و نبايد دروغ گفت. اين دو گزاره به هيچ وجه از واقعيتى در خارج به نام «راستى» و «دروغ» حكايت نمىكنند، بلكه بيانگر ارزشى مثبت و منفى براى رفتار انسان هستند. ارزش مثبتى به نام راستى كه سزاوار است انجام پذيرد، و ارزش منفى به نام دروغ كه سزاوار نيست انجام يابد. البته ارزشها با واقعيتها و باورها ارتباط دارند؛ و به تعبيرى بين جهانبينى با ايدئولوژى ارتباط وجود دارد. پس از آنكه ما به اعتقادات و باورهايى دست يافتيم، مثلاً معتقد شديم كه خدايى هست و پيامبران از سوى خدا مبعوث شدهاند و قيامت حق است و واقعيت دارد، ارزشهاى خاصّى براى ما مطرح مىگردند. مثلاً وقتى اعتقاد داشتيم كه خدايى هست، بايد از او اطاعت كنيم و بايد در جهت كسب رضايت او بكوشيم و از اين نظر، اطاعت از خداوند، كسب رضايت او و تلاش در جهت خدمت به خلق خدا ارزشهايى مثبت هستند. يا مخالفت با خداوند و زير پا نهادن مصالح جامعه ارزشهايى منفى هستند.
ساحت سوم، راهكارها و روشهايى هستند كه براى تحقق بخشيدن به ارزشها انتخاب مىشوند كه گرچه محتوا و ماهيت آنها ثابت است، اما فرم و شكل آنها، به جهت تغيير و تحول در شرايط زمانى و مكانى و به وجود آمدن ظرفيتهاى جديد، متفاوت مىگردد. مثلاً امنيت يك ارزش است كه ايجاد آن در هر جامعه و در هر زمانى نيازمند سازوكارها و روشهاى خاصى است.
ساحت چهارم، ابزارها هستند كه محدوديتى در تقليد در زمينه آنها وجود ندارد و چون آنها صرفاً ابزارند و جنبه ارزشى، اخلاقى و معنوى ندارند، ما مىتوانيم آنها را از هر كسى اخذ كنيم كه آنها را در اختيار ما مىگذارد. مثلاً خط يا زبان به خودى خود ارزش محسوب نمىگردد و تنها وسيلهاى است براى ارتباط انسانها با يكديگر. از اين نظر ما براى ارتباط با كسانى كه با ما همزبان نيستند، از خط و زبان آنها استفاده و پيروى مىكنيم؛ و فرق نمىكند كسى كه آن ابزارها را در اختيار ما قرار مىدهد مسلمان باشد و يا كافر.