نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - تسليم عقل در برابر وحى
آيين و مرام آنها برخاست و به ترويج آيين توحيدى پرداخت؟ پس معلوم مىگردد كه اصل، برهان و دليل عقلى است و اگر عقلْ دليل و برهانى نداشت، بايد به دنبال دليل شرعى بود كه آن نيز داراى پشتوانه عقلى است و آنچه شرع و پيامبران و امامان معصوم فرمودهاند، فراتر و بهتر از تشخيص ديگران و مطابق با واقع و حقيقت است و از اين جهت بهترين گزينهاى است كه مىتواند مورد پذيرش و تبعيت قرار گيرد.
چنانكه قبلاً گفتيم گرچه تقليد اصطلاحاً به معناى تقليد از مراجع تقليد و عمل به فتاواى فقهى آنان است، اما مفهوم تقليد گستردهتر از تقليد در فقه است و شامل تأسّى از رفتار، آراء و عقايد نيز مىشود و دامنه آن به امور تعبدى نيز كشيده مىشود. از اين جهت، تعبد به سخنان پيامبر و امامان معصوم نيز در قلمرو تقليد جاى مىگيرد و تقليد از آن حضرات و تعبد به سخنان و گفتارشان مبتنى بر دليل عقلى است. بر اين اساس، در پاسخ كسانى كه در تعبد به سخنان پيامبر و امامان معصوم شبهه مىكنند و ما را از تأسّى به ايشان باز مىدارند، گفتيم كه اگر در موضوعى عقل ما قضاوت و تشخيصى داشت، به آن عمل مىكنيم و بى ترديد حكم واقعى عقل مخالف با حكم شرع و پيامبر نيست؛ اما اگر عقل حكمى نداشت، ما را ملزم به تبعيت و پيروى از پيامبر مىكند؛ چون پيامبر علاوه بر اينكه معصوم است از دانش بى كرانى برخوردار گشته كه ما از آن محروم هستيم و او مىتواند ما را به مصالح واقعى خويش رهنمون سازد و از اين جهت تعبد به سخنان او، تعبدى خشك و بى منطق نيست؛ بلكه تعبدى است مبتنى بر دليل عقلى و تعبد و تأسّى از كسى است كه مصالح و راههاى ناشناخته را فرا روى ما مىنهد: كَما أَرْسَلْنا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ؛[١] همان طورى كه در
[١] بقره، ١٥١.