نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - شبهه تاريخ مندى گزاره هاى دينى و سيره پيشوايان دينى
چنين مىكرد، او را شديدتر و سختتر از كيفر هر گناه كار ديگرى كيفر مىداد: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ. لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالَْيمِينِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ ؛[١] اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست، ما او را با قدرت مىگرفتيم؛ سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم.
آنان با توجه به چنين خيال خامى كه مراجع تقليد مىتوانند احكام خدا را تغيير دهند، با تشكيك در احكام و دسيسههاى شيطانى تلاش مىكنند كه افكار عمومى را همسو با خود سازند و زمينه اجتماعى لازم براى تغييرات را فراهم آورند تا به تصور آنان دستگاه روحانيت مجبور گردد تابع افكار عمومى شود و احكامى را كه مردم نمىپسندند تعطيل كنند و به جاى آنها احكامى را جعل كنند كه افكار عمومى مىپسندد.
حاصل شبهه اين است كه ديگر رفتار ائمه اطهار(عليهم السلام) قابل انجام نيست و ما نمىتوانيم آنها را الگوهاى رفتارى خود قرار دهيم و نمىتوان انتظار داشت كه حضرت زهرا(عليها السلام) الگوى زنان جامعه ما باشند و امروزه الگوى آنان شخصيتهايى چون اوشين و يا چهرههايى هستند كه اوايل انقلاب از كشور فرار كردند و امروز به جهت وجود جوّ تساهل و تسامح به ايران برگشتهاند و به عنوان الگو معرفى مىگردند. آنان به عدم تأسّى و عدم الگوگيرى رفتارى از بزرگان دين اكتفا نمىكنند، بلكه شبهه را به حوزه احكام و ارزشها نيز سرايت مىدهند و مىگويند: امروزه نمىتوان بسيارى از احكام و حدود اسلامى را اجرا كرد: ديگر نمىتوان دست دزد را بريد و يا نمىتوان كسانى را كه مرتكب اعمال زشت مىشوند تازيانه زد.
در اوايل انقلاب كه دانشگاهها تعطيل شد، حضرت امام(رضوان الله عليه) دستور دادند كه براى بازسازى دانشگاه و تأسيس دانشگاه اسلامى، حوزه با
[١] حاقه، ٤٤ ـ ٤٦.