نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٨ - شبهه تاريخ مندى گزاره هاى دينى و سيره پيشوايان دينى
اساتيد دانشگاه همكارى داشته باشد. در جهت تحقق بخشيدن به اين فرمان، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه تأسيس شد و بنا شد با همكارى اساتيد حوزه و اساتيد متدين دانشگاه، برنامههاى درسى متناسب با دانشگاه اسلامى تدوين گردد و متون و كتابهاى درسى با محتواى اسلامى نوشته شود؛ بنده نيز با آن جمع همكارى داشتم. در يكى از جلسات، تصميم گرفتيم كه نزد يكى از اساتيد دانشگاه تهران كه در رشته حقوق تخصص داشت و لباس روحانى برتن داشت و از بستگان نزديك يكى از مراجع تقليد بود برويم و از ايشان تقاضا كنيم كه به گروه حقوق دفتر همكارى حوزه و دانشگاه بپيوندد و ما را در جهت تدوين حقوق اسلامى يارى رساند. تصور ما اين بود كه ايشان از درخواست ما مبنى بر تدوين كتابهاى حقوقى مبتنى بر مبانى اسلامى استقبال مىكند. به اين جهت از ايشان دعوت كرديم كه به دانشگاه شهيد بهشتى كه برنامهها و فعاليتهاى ما در آنجا اجرا مىشد، تشريف بياورند. ايشان تشريف آوردند و ابتدا بنده به عنوان مقدمه سخنانى را طرح كردم و از جمله گفتم كه با توجه به استقرار نظام اسلامى در اين كشور، ضرورت دارد كه دانشگاهها بر اساس مبانى اسلامى اداره شوند و بايد اساتيد محترم همكارى كنند تا تحولاتى متناسب با شرايط جديد در دانشگاهها پديد آيد. از اين جهت، با توجه به اينكه حقوق ارتباط نزديكى با احكام اسلامى دارد، لازم است از اساتيد متعهّد دانشگاه در جهت تدوين حقوق اسلامى استفاده شود.
ايشان از ما تشكر كرد و گفت پس از انقلاب ما را كنار گذاشتند و كسى به سراغ ما نيامد و اينكه حوزه به فكر دانشگاه افتاده قدم مثبتى است كه برداشته شده و جاى تشكر دارد سپس افزود: شنيدهام كه هنوز برخى از آخوندها در قم خيال مىكنند كه امروز هم بايد افراد متخلّف را مثل خر چوب زد و كسى كه زنا مىكند بايد تازيانه زد! ما يكه خورديم و پيش خود گفتيم از چه كسى براى همكارى دعوت كردهايم. به هر ترتيبى بود با رعايت ادب و متانت جلسه را جمع