حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٩ - تحلیل جامعه شناختی موانع پایداری حکومت علوی با تأکید بر نهج البلاغه
يُطِيعُونَهُ لَوَدِدْتُ وَاللَّهِ أَنَّ مُعَاوِيَةَ صَارَفَنِي بِكُمْ صَرْفَ الدِّينَارِ بِالدِّرْهَمِ فَأَخَذَ مِنِّي عَشَرَةَ مِنْكُمْ وَأَعْطَانِي رَجُلًا مِنْهُم و...؛[٢٠٩] بدانيد به خدايى كه جانم در دست اوست، اين مردم بر شما پيروز خواهند شد، نه ازآن رو كه از شما به حقّ سزاوارترند، بلكه چون شتابان فرمان باطل حاكم خود را مىبرند و شما در گرفتن حقّ من كندكاريد و هر يك كار را به ديگرى وامىگذاريد. امروز مردم از ستم حاكمان خود مىترسند و من از ستم رعيّت خويش. خواستم تا براى جهاد بيرون شويد در خانه خزيديد، سخن حق را به گوش شما خواندم، نشنيديد. آشكارا و نهانتان خواندم پاسخ نگفتيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد. آيا حاضرانى هستيد دور؟ به گفتار چون اربابان، به كردار چون مزدور؟ سخن حكمت بر شما مىخوانم از آن مىرميد، چنانكه بايد اندرزتان مىدهم مىپراكنيد، به جهاد مردم ستمكارتان بر مىانگيزانم، سخن به پايان نرسيده چون مردم سبا اينسو و آنسو مىرويد. به انجمن هاى خويش باز مىگرديد و خود را فريبخورده موعظت وا مىنماييد. بامدادان شما را راست مىكنم، شامگاهان چون كمان خميده پشت، سويم باز مىآييد. شما را اندرز دادن، سنگ خارا به ناخن سودن است و آهن موريانه خورده را با صيقل زدودن. اى مردم كه به تن حاضرند و به خرد ناپيدا، يك سر و گونه گونها سودا، فرماندهان به آنان مبتلا. امام شما خدا را فرمان مىبرد و شما نافرمانى او مىكنيد، حاكم شامیان خدا را معصيت مىكند، و شاميان فرمان او را مىبرند. به خدا دوست داشتم معاويه شما را چون دينار و درهم با من سودا كند، ده تن از شما بگيرد و يك تن از مردم خود به من دهد و...[٢١٠]
حضرت در این فراز، تحلیل بسیار قشنگ و عبرتآموزی از مردم کوفه و ویژگیهای آنان ارائه و در آخر نیز به سنت و قانون الهی «عدم وحدت رهبر و مردم» اشاره میفرمایند: اگر وحدت بین حاکم و رعیت باشد، حکومت پایدار است و اگر نباشد، حکومت به نابودی کشیده میشود و این ارتباطی به حق و باطل بودن ندارد، این یک سنت الهی است.
[٢٠٩].نهج البلاغه، خطبه ٩٧، ص ١٤١.
[٢١٠]. ترجمه شهیدی، صص٨٨-٩٠.