توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٤٣٢
طورى بوده كه اگر مقدارى از زمان بالغ بودن بچه را جزء مدت اجاره نمىكرد، بر خلاف مصلحت بچه بود، نمىتواند اجاره را به هم بزند.
مسأله ٢١٧٠ - بچه صغيرى را كه ولى ندارد بدون اجازه مجتهد نمىشود اجير كرد، و كسى كه به مجتهد دسترسى ندارد، مىتواند از يك نفر مؤمن كه عادل باشد، اجازه بگيرد و او را اجير نمايد.
مسأله ٢١٧١ - اجاره دهنده و مستأجر لازم نيست صيغه عربى بخوانند بلكه اگر مالك به كسى بگويد، ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد قبول كردم، اجاره صحيح است. و نيز اگر حرفى نزنند و مالك به قصد اين كه ملك را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار كند و او هم به قصد اجاره كردن بگيرد اجاره صحيح مىباشد.
مسأله ٢١٧٢ - اگر انسان بدون صيغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجير شود، همين كه با رضايت طرف معامله مشغول آن عمل شد اجاره صحيح است.
مسأله ٢١٧٣ - كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند كه ملك را اجاره داده، يا اجاره كرده، صحيح است.
مسأله ٢١٧٤ - اگر خانه يا دكان يا اطاقى را اجاره كند و صاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آنها استفاده نمايد، مستأجر نمىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد و اگر شرط نكند مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد، ولى اگر بخواهد به زيادتر از مقدارى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد، بايد در آن، كارى مانند تعمير و سفيد كارى انجام داده باشد خواه به غير جنسى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد يا به همان جنس.
مسأله ٢١٧٥ - اگر اجير با انسان شرط كند كه فقط براى خود انسان كار كند، نمى شود او را به ديگرى اجاره داد و اگر شرط نكند، بايد به زيادتر از آنچه كه او را اجاره كرده اجاره ندهد، خواه به همان جنس اجاره دهد يا به غير جنسى كه اجاره كرده.