صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣
هستند مثل محلات که آنوقتها این جور بود، انسان وقتى ملاحظه مىکرد مىدید که عالم خوبى دارد چند تا ملاى متدین خوب اگر در یک جامعهاى، در یک شهرى چند نفر ملاى متوجه به دیانت، عاقل و عامل به علم خودش باشد، لازم نیست موعظه کند اصلا خود وجود او موعظه است. ما اشخاصى را دیدیم که وجودشان در انسان تاثیر مىکرد. ملاهایى یک وقتى در قم بود که خود وجودشان، اصل انسان وقتى نگاه مىکرد به او، همان نگاه موعظه بود از آن طرف ما الان مىبینیم که، تهران را که من یک قدرى اطلاع دارم - محلات مختلف تهران فرق دارد - یک گوشه مىبینید که یک آدم منحرف آنجا معمم است یا امام جماعت شده است، یک طایفهاى را منحرف کرده است. این گندش چقدر است؟ همان گند است که آنجا به مشام مىرسد یک گندى است که ما در دنیا تهیه مىکنیم، نه یکى، یک گندى را به ما اضافه بکنند، این گند خود ماست. هر چه در عالم آخرت واقع مىشود، یک چیزى است که از اینجا ما تهیه کردهایم و وارد مىکنیم در عالم آخرت. به ما یک چیزى خارج از عملمان نمىدهند، اعمال ماست اینها. وقتى بنا شد که یک عالمى مفسده جو باشد و یک حوزه را در معرض خطر قرار بدهد، این گندش یک حوزه را، بلکه یک امت را مىگیرد و همین گند است که الان شامه ما درست نمىتواند ادراک کند، وقتى که در جهنم رفتیم خداى نخواسته، آنجا ادراک مىکند شمها و این گندى که از این عالم بلند شده است و در دنیا این طور کرده، آنجا مردم را متأذى مىکند. و در همین روایت است که اشد الناس حسره آنهایى هستند که دعوت مىکنند اشخاص را به صلاح و خیر و آنها استجابت مىکنند و عمل مىکنند به قول این آدم و آنها در بهشت مىروند. آن وقت خود این آدم عالمى است که به علم خودش عمل نمىکند و در جهنم مىرود. آن شاید مىبیند آنها را که آن بقال بود که به واسطه ارشاد من و به واسطه امر و نهى من الان وارد شده است در....... و این منم که به واسطه اینکه عمل نکردم به علم خودم وارد شدم در این. این چقدر حسرت دارد. وظایف عالم خیلى زیاد است. همان طورى که آن همه تعریف از براى عالم شده است در روایات کریمه، در قرآن هم تعریف شده است. وظایفى که در روایات شریفه ما وارد شده است مراجعه بفرمایید، کتاب کافى را مراجعه بفرمایید، کتاب وسایل را، آن ابوابى که معد براى این چیزهاست، مراجعه بفرمایید، اصول کافى خصوصا در این مساله، در این مسایل مراجعه بفرمایید که آن وظایفى که از براى ملاهاست، آن وظایفى که از براى اهل علم هست، آن آدابى که از براى مفید و مستفید هست. آقا این اصطلاحات، خدا مىداند که این اصطلاحات یک... به عهده ماست، خدا مىداند که این اصطلاحات هر چه زیادتر شد اگر تهذیبى در کار نباشد، به ضرر دنیا و آخرت جامعه مسلمین تمام مىشود. اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحید اگر چنانچه ... نباشد آن هواى نفس، همان علم توحید براى انسان و بال خواهد شد. چه بسا اشخاصى که عالم به علم توحید بودند و منحرف کردند خلایقى را، اشخاصى را منحرف کردند، و حال اینکه عالم به علم توحید بودند. چه بسا اشخاصى که