صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٧
تاریخ: ٢٩/٤/٦٧
پیام به مناسبت سالگرد کشتار خونین در مکه و قبول قطعنامه ٥٩٨
بسم الله الرحمن الرحیم
لقد صدقالله رسوله الرءیا بالحق لتدخلن المسجد الحرام انشاءالله امنین.
على رغم گذشت یک سال از کشتار فجیع و بىرحمانه حجاج بىدفاع و زایران مومن و موحد به وسیله نوکران آمریکا و سفاکان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتند. آل سعود با کشتن میهمانان خدا و به خاک و خون کشیدن بهترین بندگان حق، نه تنها حرم را، که جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت.
مسلمانان جهان در سال گذشته براى اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم علیهالسلام که دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند در مسلخ عشق و در مناى رضایت حق جشن گرفتند، و بار دیگر آمریکا و آل سعود بر خلاف راه و رسم آزادگى، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بى پناه ما کشتهها گرفتند و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردى و قساوت بر پیکر نیمهجان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشکیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه کسانى و از چه گناهى؟ انتقام از کسانى که از خانه خویش به سوى خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از کسانى که سالها کولهبار امانت و مبارزه را بر دوش کشیده بودند! انتقام از کسانى که همچون ابراهیم علیهالسلام از بت شکنى برمى گشتند! شاه را شکسته بودند! شوروى و آمریکا را شکسته بودند! کفر و نفاق را خرد کرده بودند! همانها که پس از طى آن همه راهها با فریاد: اذن فى الناس بالحج یاتوک رجالا . پابرهنه و سربرهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال کنند، به میهمانى خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند. و عطش خویش را در زلال مناسک حج بر طرف نمایند و با توانى بیشتر مسؤولیت پذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدى خود نه تنها در میقات حج، که در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگى و دلبستگى به دنیا را از تن به در آورند. همانها که براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام و محرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم کردند تا نه تنها بنده زر خرید آمریکا و شوروى نباشند که زیر بار هیچ کس جز خدا نروند. آمده بودند که دوباره به محمد صلى الله علیه و آله و سلم بگویند که از مبارزه خسته نشدهاند و به خوبى مىدانند که ابى سفیان و ابى لهب و ابى جهل براى انتقام در کمین نشستهاند و با خود مىگویند: مگر هنوز لات و