رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
نباشد، نماز صحيح است.
(مسأله ٧٢٣) كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.
(مسأله ٧٢٤) اگر در جايى كه نمى داند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است، ولى اگر خودش غصب كرده باشد و فراموش كند، نماز او اشكال دارد.
(مسأله ٧٢٥) اگر بداند جايى غصب است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.
(مسأله ٧٢٦) كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.
(مسأله ٧٢٧) كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمى تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.
(مسأله ٧٢٨) اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد، حقوق واجبه به ملك منتقل مى شود، در اين صورت بدون اجازه حاكم شرع در آن نماز نخواند.
(مسأله ٧٢٩) اگر صاحب ملك به زبان، اجازه نمازخواندن بدهد و انسان بداند كه قلباً راضى نيست، نمازخواندن در ملك او باطل است. ولى اگر به زبان از او اجازه نگرفته باشند ولى انسان يقين كند كه قلباً راضى است، نماز صحيح است.
(مسأله ٧٣٠) نمازگزاردن در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است، با اذن ورثه اشكال ندارد بلكه هر نوع تصرفى كه غير فروختن و از بين بردن مال باشد اشكال ندارد.
(مسأله ٧٣١) اگر ميت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، نماز گزاردن در آن به اذن ديگر ورثه، اگر مزاحم با حق «صغير» يا «ديوانه» نباشد، اشكال ندارد.