تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٣٩

دوم- اعلان جانشينى حضرت على همزمان با دعوت علنى مردم به اسلام:
هنگامى كه آيات ٢١٤ و ٢١٥ سوره شعراء در سال سوم بعثت نازل شد، پيامبر (ص) از سوى خداوند مأموريت يافت تا رسالت خود را آشكار كند. از اين رو، آن را نخست به خاندان خود كه فرزندان عبدالمطلب بودند، ابلاغ كرد. ماجراى اين دعوت را بيشتر تاريخ‌نگاران و مفسران در ذيل اين آيات آورده‌اند. پيامبر (ص) پس از ابلاغ پيام، سه مرتبه دعوت خويش را تكرار كرد كه هر بار كسى غير از على بن ابى‌طالب (ع) دعوت او را نپذيرفت، آنگاه پيامبر (ص) خطاب به على (ع) فرمود:
به درستى كه على، برادر، وصى و جانشين من در بين شماست، سخن او را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
بدين ترتيب، پيامبر (ص) على (ع) را جانشين و امام بعد از خود معرفى كرد. آورده‌اند كه در پايان اين جريان، ابو لهب با تمسخر به ابوطالب گفت: محمد دستور داد فرمان فرزندت را بشنوى و مطيع او باشى! «١» سوم- تثبيت ولايت و جانشينى حضرت على در غدير خم:
پيامبر اكرم (ص) در آخرين سال از عمر مبارك خود، مراسم با شكوه و معنوى حج را با جماعت بسيارى از مسلمانان نقاط مختلف سرزمين اسلامى انجام داد. اين حج كه به «حجةالوداع» معروف شد، يكى از عالى‌ترين عرصه‌هاى تجلّى حضور معنوى مسلمانان به همراهى پيامبر (ص) در اين مكان مقدس بود.
آن حضرت، به هنگام بازگشت از حج، در كنار آبگيرى به نام غدير خم كه حاجيان از هم جدا مى‌شدند، دستور توقف داد و كسانى را كه اندكى از غدير خم عبور كرده بودند، فراخواند و اجتماع بزرگى بر پا شد.
از نظر زمان و مكان «٢» بهترين فرصت فراهم شد تا پيامبر (ص) در آن اجتماع، آخرين رسالت خود را در تبليغ انجام دهد. از اين رو، پس از گرد آمدن مسلمانان خطبه‌اى خواند و در آن مسلمانان‌