انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ» (نحل: آيه ٢١)
ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است.
«... الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى ...» (مائده: آيه ٣)
امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم.
«... ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَىْءٍ ...» (انعام: آيه ٣٨)
ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم.
روايات در اين زمينه بى شمار است كه مجال ذكر آنها نيست. «١» آيات و رواياتِ دال بر كمال و جامعيّت دين، به پشتوانه دليل عقلى مدّعاى ما را ثابت مىكند؛ زيرا خاتميت (جاودانگى) با جامعيت و كمال ملازم هستند؛ يعنى ممكن نيست كه دينى داعيه كمال نهايى داشته باشد ولى خود را به عنوان «دين خاتم» معرفى نكند و به عكس، دينى خود را خاتم اديان بداند اما داعيه كمال نهايى نداشته باشد. «٢» جامعيت و كمال دين اسلام با برهان عقلىِ مصبت ضرورت اصل دين نيز قابل اثبات است؛ زيرا براساس آن برهان، خداوند براى هدايت بشر و نجاتش از شرك و تباهى پيامبرانى را با برنامه هدايتى ارسال كرده است و اين ارسال رسولان به اقتضاى حكمت و لطف او بوده و ضرورت آن را ايجاب نموده است. درباره دين خاتم بايد برنامه هدايتى او بهگونهاى باشد كه بشر را به هدايت و كمال برساند و اگر اين برنامه دينى ناقص باشد، رساننده بشر به آن هدايت مطلوب نخواهد بود، و اين نقض غرض و خلاف حكمت است. «٣» وحدت اديان و تعدد شرايع اصل و اساس دين، يعنى توحيد، نبوت و معاد به عنوان خطوط كلى و جوهره اديان الهى در همه اعصار يكى بوده و همه پيروان راستين انبيا تحت تعاليم آن بزرگواران و به اقتضاى فطرت خداجوى شان، و نيز به مقدار درك و فهمشان آن را باور داشتهاند.