انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
ضرورت ديندارى انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ ٢٥ درس دوم: دين و تكثرگرايى دانشمندان و دينپژوهان، وجود دين و خداپرستى را براى همه انسانها و جوامع انسانى ضرورى دانستهاند.
نخستين دليل آنان، نياز فطرى و روحى بشر به دين و خداپرستى است. روانشناسان مىگويند انسانها براساس «حس مذهبى» و يا به تعبير «ويليام جيمز» روانشناس مشهور آمريكايى «احساسات مذهبى»- كه مجموعهاى از احساسات و عواطف ذاتى انسانها را در برمىگيرد- «١» نيازمند عشقورزى و عبادت خدا مىباشند.
در ضرورت ديندارى و خداپرستى همين بس كه روانشناسان و روانپزشكان بهطور مكرر در مصاحبه با رسانههاى گروهى اعلام مىكنند: ايمان مذهبى و دعا و راز و نياز با خدا، يكى از بهترين و مؤثرترين راههاى درمان بيمارىهاى روحى و بلكه جسمى است. «٢» دومين علت، نياز جامعه بشرى به قوانين جامع و مترقى است كه تنها از عهده دين الهى بر مىآيد؛ چه آنكه دين برنامه كامل زندگى مادى و معنوى بوده و به جنبههاى زندگى دنيوى و اخروى توأمان توجه نموده است. از اين رو، در صورت پيروى كامل از آن و به اجرا گذاردن همه قوانين و دستورهاى دينى هم زندگى مادى و دنيوى انسان سامان درستى مىيابد و هم زندگى معنوى و نيازهاى روحى و فطرى بشر تأمين مىشود.
اما قوانين برآمده از عقل بشر، با فرض درستى و علمى بودن، فقط توان سامان بخشى به زندگى مادى و رفاه زندگى دنيوى را دارد و توان برآوردن خواستهها و نيازهاى معنوى و روحى بشر را ندارد. «٣» راز پيدايش بحران شديد روحى و اخلاقى در ميان بشر متمدن غربى، همين است كه با اتكاى به عقل صرف و قوانين برآمده از آن مىخواهد به خوشبختى و رستگارى برسد؛