سيرى در آيات جهاد - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٩٧
صبر تكيه مىكند، و براى اينكه گمان نشود پيروزى بيست نفر بر دويست نفر مبالغه است، تكرار مىكند كه اگر مؤمن و صبور باشند، صد نفر بر هزار نفر چيره مىشوند. در جنگهاى صدر اسلام مانند بدر، احد، احزاب و موته، هرگز موازنه آمارى نبوده است. «١» ٧. نداشتن بصيرت و آگاهى، علت شكست كافران در مصاف با مؤمنان صابر: حرف «باء» در جمله «بأنهم قوم لا يفقهون» براى بيان سبب، و تعليل جمله «يغلبوا» است. از اين رو، معناى آيه اين است كه غلبه بيست نفر مؤمن صابر بر دويست كافر و صد نفر بر هزار نفر براى آن است كه كافران قومىاند كه نمىفهمند. نبود بصيرت در كافران از آن روست كه بر هواى نفس و ظواهرى كه شيطان در نظرشان جلوه مىدهد، تكيه و اعتماد دارند. از اين رو، تنها تا هنگامى كه خطر مرگ- كه آن را فنا مىپندارند- در ميان نيست، متفقاند، اما در ميدانهاى خطر پراكنده مىشوند و فرار مىكنند و اين به دليل جهلى است كه ملازم با كفر و هواپرستى است. «٢» ٨. بصيرت و آگاهى، از عوامل پيروزى: نبودن بصيرت در كافران و در مقابل، بودن آن در مؤمنان باعث شده است كه