امام خمينى(ره) از ديدگاه مقام معظم رهبرى - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٢٨
امام برعكس بسيارى از افراد، هر قدر عمر شريفشان بيشتر مىشد، انقلابى تر مىشدند، تا جايى كه به جرأت مىتوان ادعا كرد كه فردى به اين حّد از شجاعت و انقلابى بودن در جهان معاصر وجود نداشته و ندارد. آن حضرت، در سن هشتاد سالگى بزرگترين انقلاب قرن را رهبرى كرد و با دست خالى و يك تنه به جنگ شرق و غرب رفت و همه را به زانو در آورده، مجدَّد دين اسلام در قرن بيستم شد.
امام خدايى بود و خدايى فكر مىكرد. به همين جهت در روز ٢١ بهمن كه حكومت نظامى اعلام شد و همه بزرگان از قتل عام مردم خوف داشتند، امام با توكل به خداوند با نوشتن چند سطر، حكومت نظامى را ملغى اعلام كرد و كمر طاغوت را شكست همچنين در ابتداى جنگ تحميلى در حالى كه دشمن با مدرنترين سلاحها، مرزهاى غربى و جنوب غربى ما را مورد حمله قرار داده و همه جا را رعب و وحشت فرا گرفته بود، امام با گفتن اين جمله: «كه جنگ است و دزدى آمده، سنگى انداخته»، روحيهاى تازه به امت عطا كرد. در طول جنگ و در بمبارانها هيچ گونه تغييرى در زندگى عادى ايشان به وجود نيامد و بارها فرمود:
«من از اينجا تكان نمىخورم و من فرقى بين جان خودم با پاسدارى كه سر كوچه نگهبانى مىدهد نمىبينم.» «١» حضرت آيت اللَّه خامنهاى راجع به توكل امام مىفرمايد:
آن بزرگوار در اين دنياى تاريك ظلمانى، مثل يك خورشيد، چند صباحى آمد درخشيد و رفت، تا مردم بدانند كه خورشيدى هم