ولايت

ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٨٦

نمى‌كند، اما چون ملاكهاى حكومت كه‌ايمان كامل به خدا اقامه صلاه در جامعه و دلبستگى به انفاق و ايتاء زكات تا حد از خود بيخود شدن در علىّ بن ابيطالب (عليه السلام) وجود دارد، ضمن اينكه خليفه را معين و نصب مى‌كند كه علىّ بن ابيطالب است، ملاك و فلسفه خلافت او را هم روشن مى‌كند بنابراين در اسلام ولىّ امر آنكسى است كه فرستاده خداست، آن كسى است كه خود خدا معين مى‌كند چون فرض اينست كه به حسب طبيعت خلقت و آفرينش هيچ انسانى حق تحكم بر انسانهاى ديگر را ندارد. تنها كسى كه حق تحكم دارد خداست و چون خدا حق تحكم دارد خدا مى‌تواند طبق مصلحت انسانها اين حق را به هركسى كه مى‌خواهد بدهد و مى‌دانيم كه كار خدا بيرون از مصلحت نيست، ديكتاتورى نيست، قلدرى نيست زورگويى نيست، كار خدا طبق مصلحت انسانها است. و چون طبق مصلحت انسانهاست پس بنابراين او معين مى‌كند و ما هم تسليم مى‌شويم. او پيغمبر و امام را معين مى‌كند و برا ى بعد از امام نيز صفاتى را معين مى‌كند كه اينها بعد از ائمه هداه معصومين حاكم بر جامعه اسلامى هستند. پس ولى را خدا معين مى‌كند، خودش ولىّ است، پيغمبرش ولىّ است. امامها ولى هستند، امامهاى خاندان پيغمبر تعيين شده‌اند كه ١٢ نفرند و در رتبه بعد كسانى كه با يك معيارها و ملاكهاى خاصى تطبيق بكنند و جور بيايد. آنها از براى حكومت و خلافت معين شده‌اند. البته اين يك آيه بود كه براى شما ذكر كردم. آياتى ديگر هم در قرآن هست كه بعضى از آنها را در اين گفتارها آورديم و بعضى از آن را هم بايد خودتان در قرآن جستجو كنيد و پيدا كنيد. آيات فراوانى در اين باره داريم.

آنچه كه در اسلام روى آن تكيه شده اين است كه زمام امر مردم دست آنكسانى نيفتد كه انسانها را به دوزخ مى‌كشانند. و مگر تاريخ اين مطلب را بما نشان نداد؟ مگر نديديم كه با جامعه اسلامى اندكى بعد از