ولايت - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٦
اقامه نماز جماعت مى كرد و براى مردم منبر مى رفت و صحبت مى كرد و درس مى داد و تزكيه و تعليم مى كرد، در همان مسجد بود كه عَلَم جهاد را مى آوردند و پيغمبر آنرا مى بست و بدست اسامه بن زيد و يا بدست يك فرمانده مؤمن ديگر مى سپرد كه برويد انطلقوا على اسم الله با نام خدا حركت كنيد و آنگاه دستورات لازم را براى پيروزى بر دشمن صادر مى فرمود، در همين مسجد بود كه پيغمبر خدا حد جارى مى كرد، در همين مسجد بود كه دادگسترى پيغمبر تشكيل مى شد، در همين مسجد اداره كار و اقتصاد پيغمبر تشكيل مى شد، درهمين مسجد زكات جمع و پخش مى شد، هم درس بود، هم نماز و نيايش بود، هم سرود ميدان جنگ بود، هم مال و اقتصاد بود و خلاصه هم دنيا و هم آخرت يكپارچه و يك كاسه زير رهبرى پيغمبر در خانه خدا انجام مى شد، اين جامعه اسلامى است. پيغمبران مى آيند كه يك چنين جامعه اى درست كنند، در اين جامعه هر كه بيايد انسان مى شود اگر انسان كامل هم نشود مجبور مى شود به رفتار انسانها حركت كند، هركه بخواهد د رجامعه پيغمبر خوب باشد، مى تواند خوب باشد درحاليكه در جامعه هاى غير الهى اين چنين نيست.
در جامعه ها غير اسلامى و غير الهى آدمها مى خواهند خوب باشند ولى نمى توانند، ميخواهند متدين باشند ولى نمى توانند، مى خواهند ربا ندهند و ربا نخورند مى بينند نمى شود، زن دلش مى خواهد از عفت اسلامى خارج نشود محيط او را در فشار مى گذارد، همه عوامل و انگيزه ها انسان را از ياد خدا دور مى كند، عكسها و نمايشها و رفت و آمدها و معاملات و گفتگوها همه انسان را از خدا دور مى كندو ذكر خدا را بادل انسان بيگانه مى كند ولى در جامعه اسلامى عكس اين قضيه است.
در جامعه اسلامى بازارش، مسجدش، دارالحكومه اش، رفيقش، خويشاوندش، پدر خانواده، جوان خانواده، همه و همه انسان را به ياد خدا