ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٢٥٢ - مقام والاى شيخ انصارى
اين مطلب را نراقى زمانى گفته است كه شيخ ٣٢ ساله بود ، و براى ديدار خويشان خود وصلهء رحم به ايران آمده بود و چند سالى در كاشان نزد ملا احمد نراقى به شاگردى نشست .
د ) شهادت و اعتراف همهء علماى زمان به اعلميّت شيخ . از آنجا كه آوازهء شيخ در همهء سرزمينهاى اسلامى پيچيده بود ، همهء فقها و علماء خواه به مذاكره علمى با شيخ پرداخته بودند و خواه او را نديده بودند به اعلميت وى گواهى دادند ، حتى برخى از علماء او را « خاتمة المجتهدين » ناميدند ، و ميرزا حبيب الله رشتى ( ١٢٣٤ - ١٣١٢ ه . ق ) او را از نظر علم و عمل تالى معصوم مىدانست .
ه ) عمل صاحب جواهر در روزهاى آخر عمر در مورد ارجاع مردم به شيخ ، كه اين امر تأثير مهمى در مرجعيت شيخ داشت .
حوزهء علميه نجف به دست شيخ على كاشف الغطاء كه از اساتيد شيخ انصارى بود اداره مىشد ، پس از رحلت او در سال ١٢٥٤ ، برادرش شيخ حسن ( ١٢٠١ - ١٢٦٢ ه . ق ) به همراه صاحب جواهر ( م ١٢٦٦ ه . ق ) عهده دار ادارهء حوزه شدند ، تا اين كه در سال ١٢٦٢ شيخ حسن كاشف الغطاء به رحمت ايزدى پيوست ، و صاحب جواهر به تنهايى اين مسئوليت را به عهده داشت . مدتها به همين وضع گذشت تا اين كه صاحب جواهر احساس كرد روزهاى آخر عمر را مىگذراند ، لذا دستور داد همهء علما و فقهاى بزرگ و طراز اول نجف در مجلسى كه در منزل او منعقد گشت شركت جويند . همه مىپنداشتند كه صاحب جواهر براى منصب مرجعيت در آينده يا فرزندش شيخ عبد الحسين را معرفى مىكند و يا دامادش سيد على صاحب برهان قاطع را ، كه هر دو از فقهاى بزرگ و مفاخر شيعه بودند .
ولى پس از حضور در جلسه و رو به رو شدن با صاحب جواهر ديدند كه وى نظرى به حاضران انداخت و شيخ مرتضى انصارى را در ميان مجلس نديد ، بلا فاصله دستور داد او را به مجلس بياورند ، شخصى در پى او رفت ليكن وى را در منزل نيافت ، اطلاع حاصل كرد كه شيخ به حرم مطهر امير المؤمنين ( ع ) مشرف شده ، سراسيمه به حرم شتافت و در آنجا شيخ را مشاهده كرد كه با حالى عجيب رو به قبله ايستاده ، دستهاى خود را به آسمان بلند كرده و براى شفاى استاد خويش صاحب جواهر دعا مىكند . با ديدن اين منظره به او چيزى نگفت تا اين كه دعايش تمام شد . پس از آن دعوت صاحب جواهر را به او