ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٢١٣ - ز - مسح صورت در تيمم
تفسير آيهء ٦ از سورهء مائده نقل شده است كه ابن عباس در مقام توصيف وضوى رسول خدا ( ص ) گفت : « فمسح رجليه » دو پاى خود را مسح نمود .
٣ - در همان كتاب ( حديث ٧ ) نقل شده است : « روى عنه انه قال ان فى كتاب الله المسح و يأبى الناس الا الغسل » ابن عباس مىگويد : پيامبر در كتاب خدا به مسح پا دستور داده است ولى مردم از آن امتناع ورزيده و شستن پا را لازم دانستهاند .
٤ - نيز در همان كتاب ( حديث ٨ ) نقل شده : « ما روى عنه انه قال ما نزل القرآن الا بالمسح » قرآن فرود نيامد مگر به مسح ( مسح پا در وضو ) .
٥ - باز در همان كتاب ( حديث ١ ) امام صادق ( ع ) فرمود : « انه يأتى على الرجل ستون و سبعون سنة ما قبل الله منه صلاة ، قلت و كيف ذاك ؟ قال لانه يغسل ما امر الله بمسحه » همانا از عمر انسانى شصت يا هفتاد سال مىگذرد و خدا از او نمازى را نمىپذيرد . عرض كردم چگونه است اين ؟ در پاسخ فرمود : براى اين كه چيزى را كه خدا امر به مسح آن نمود ، او مىشويد .
٦ - در همان كتاب ( حديث ٩ ) و در تفسير طبرى ( ج ٦ ، ص ١٢٨ ) ابن عباس مىگويد : « و قد سئل عن الوضوء ، انه غسلتان و مسحتان » يعنى وضو داراى دو شستن و دو مسح كردن است .
و جز اينها از رواياتى كه در اين زمينه نقل شده بسيار است .
ز - مسح صورت در تيمم بعضى از فقهاى شيعه و جامعه اهل سنت بر اين عقيدهاند كه اصل وجوب مسح صورت در تيمم از ظاهر آيه مباركهء * ( فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ ) * استفاده مىشود و لذا اين مورد در موضع اجتهاد نيست ، زيرا ، دليل آن از نظر سند و دلالت تمام و حكم مستفاد از آن مسلم و قطعى است و از اين رو فقهاى اسلامى در وجوب مسح آن اختلاف نكردهاند ، اما در دلالت آن بر مقدارى از صورت كه بايد مسح گردد ، به علت قطعى نبودن ، بين آنان اختلاف شده است .
حنفيان ، مالكيان ، شافعيان و حنبليان در تيمم مىگويند : بايد تمام صورت مسح شود چون مراد از صورت تمام آن مىباشد .
اماميه گفتهاند : مسح مقدارى از صورت كفايت مىكند ، به دليل حرف « باء » كه در