شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى)
(١)
مقدمه
١٥ ص
(٢)
متن
١٦ ص
(٣)
ترجمه
١٦ ص
(٤)
شرح
١٧ ص
(٥)
متن
٢٤ ص
(٦)
ترجمه
٢٤ ص
(٧)
شرح
٢٥ ص
(٨)
متن
٢٨ ص
(٩)
ترجمه
٢٨ ص
(١٠)
شرح
٢٨ ص
(١١)
متن
٣١ ص
(١٢)
ترجمه
٣٢ ص
(١٣)
شرح
٣٢ ص
(١٤)
متن
٣٥ ص
(١٥)
ترجمه
٣٥ ص
(١٦)
شرح
٣٥ ص
(١٧)
متن
٣٧ ص
(١٨)
ترجمه
٣٧ ص
(١٩)
شرح
٣٨ ص
(٢٠)
متن
٤١ ص
(٢١)
ترجمه
٤٢ ص
(٢٢)
شرح
٤٢ ص
(٢٣)
متن
٤٣ ص
(٢٤)
ترجمه
٤٩ ص
(٢٥)
شرح
٥٠ ص
شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٦٤
بيابد و چنانكه منع غذا سبب اجل بود، كثرت غذا هم سبب اجل بود. و آدمى روزگار دراز، چنان شود كه غذا قبول نكند. و اگر چه [١] در ميان [٢] اين قوّتها بر جاى بود، امرى [٣] خارج، ظاهر شود، چون زخمى رسيدن يا از بام بيفتادن هم [٤] رسيدن اجل باشد. و شايستگى نفس حيوانى در اعتدال مزاج، بسته است، چون باطل شود، اعتدال مزاج قبول نكند. پس قوّتها حسّ و حركت را و چون قبول نكند، اعضاء از وى محروم ماند و معطّل شود، بىحسّ و حركت بماند. و گويند بمرد. و اين حالت را عبارت مرگ دهند، و فراهم آرنده اين اسباب، تا اين مزاج از اعتدال بيفتد، فرشتهايست از فرشتگان حقّ كه او را ملك الموت خوانند.
پس ازين گفت خواجه كه، به اشارت گفت: من رسول فرستم تا اين بند از شما بردارد.
[١] - و اين.
[٢] - ميانه.
[٣] - چون امرى.
[٤] - بيفتادن هم.