زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦ - مولود فرخنده

حيات‌پدر خويش با آن مواجه بود واين شرايط امام كاظم را وامى‌داشت تا سيماى امامت را پس از خود از ترديدها و دودليها دور نگه‌دارد.

اين نكته از وصيّت آن‌حضرت به فرزند برومندش بخوبى آشكار مى‌شود. امام موسى كاظم در اين وصيّت خطاب به فرزندش فرموده بود تا زمانى كه هارون الرشيد زنده است، سكوت پيشه كند و چون هارون از دنيا رفت، لب به گفتار حق بگشايد.

از سوى ديگر در چنين شرايط توان‌فرسايى كه شيعيان در دوران طاغوت بغداد، هارون الرشيد، با آن مواجه بود امكان داشت خرافاتى، كه به هنگام شدّت گرفتن بحرانها از بازار گرمى بر خوردار است، انتشار يابد. چه بسا برخى از جريانهاى سياسى براى رسيدن به اهدافى معين، در پس انتشار چنين خرافاتى دست داشته‌اند. بنابراين امام كاظم براى جلوگيرى از اين خرافات، بدين روشنى و صراحت امامت فرزندش امام رضا را بيان مى‌كند.

اگر چه مسأله غيبت امام كاظم، مدّت زيادى باعث رواج شايعاتى شد و دستهاى خائن با همكارى دستهاى جاهل به اين شايعات دامن زدند و گفتند كه امام كاظم نمرده و او مهدى اين امّت است و بر امام هفتم توقف كردند و مشهور به «واقفيه» شدند، ديرى نگذشت كه اين توطئه بر ملا و معلوم شد كه يكى از عوامل بى‌اثر بودن اين شايعات تأكيد امام كاظم بر شناساندن جانشين واقعى‌اش، امام رضا، به شيعيان بوده‌است.