زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٠ - امام در ميدان مبارزه
آنگاه امام هدف مأمون را از تشكيل چنين مجالسى بيان كرد و گفت كه مأمون مىخواهد از ارج و عظمت وى بكاهد، زيرا مأمون گمان مىبرد كه وى در برابر طرف مقابلش از گفتن پاسخ در مىماند. امام به نوفلى (راوى اين ماجرا) گفت:
«اى نوفلى! آيا مىخواهى بدانى كه مأمون چه وقت از اين كار خود پشيمان مىشود؟ گفتم: آرى. فرمود: مأمون هنگامى از اين كار پشيمان خواهد شد كه ببيند من پيروان تورات را با استدلال به تورات و پيروان انجيل را با استدلال به انجيل و پيروان زبور را با استدلال به زبور و صابئيان را به زبان عبرى و آتش پرستان را به زبان پارسيشان و روميان را به زبان رومى و ساير اصحاب انديشهها را هر يك به زبان خود آنها مجاب و محكوم سازم. هنگامى كه هر گروهى را محكوم و بطلان سخن ودليلش را آشكار ساختم و به گفته خود متقاعدش كردم مأمون در مىيابد كه جايگاهى كه او بر آن تكيه داده است سزاوار وى نيست.
در اين هنگام است كه مأمون از كرده خود پشيمان خواهد شد. «وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعِلِى الْعَظيمِ». [١]
در ادامه اين حديث آمده است: چون امام به مجلس مأمون وارد شد، خليفه از جا برخاست. محمّد بن جعفر (عموى امام رضا) و تمامى بنىهاشم نيز بهاحترام امام از جاى برخاستند و همچنان ايستاده بودند و امام رضا و مأمون نشسته بودند تا امام به آنها اجازه جلوس داد. مأمون
[١] - بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٧٤ و ١٧٥.