زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٧ - مأمون در انديشه تقرّب به امام
التفاتى نقشه آنها را پذيرفت و سپس به عواقب آن پىبرد و از تصميم خود بازگشت و فضل را در حمام ترور كرد و با دادن زهر به امام رضا، آنحضرت را به شهادت رساند؟
يا اينكه اين نقشه از سوى شخص مأمون و برخى از سران طراحى شده بود و تنها يك بازى سياسى به شمار مىآمد؟
آيا تمام اين احتمالات ممكن بودهاست. نگارنده با مطالعه در تاريخ به دليلى كه بطور قطع بر يكى از اين احتمالات دلالت كند، دست نيافته است، افزون بر آنكه ما بايد تمام عوامل تاريخى را بشناسيم و به هنگام تفسير يك پديده معيّن، همه اين عوامل را دقيقاً در نظر بگيريم، زيرا چنين عواملى در حيات ما با يكديگر هماهنگى دارند و كلًا حيات معاصر ما را مىسازند. بنابراين چرا باور نكنيم كه گذشته هم مانند حال بوده و تمام عوامل مؤثر در حيات انسانى، در ساختن آن نقش داشتهاند؟
از اين رو نگارنده به اين نظر اعتقاد دارد كه پيشينه فرهنگى مأمون و شرايط سياسى و نيز ديدگاه همدستان و محرمان وى در طرح ريزى اين نقشه گستاخانه بسيار تأثير داشتهاند، آن چنان كه اگر يكى از اين عوامل كم مىشد مأمون به چنين كارى دست نمىزد.
اين سخن بدان معنى است كه انقلاب مأمون عليه امام رضا، پس از تحوّل و تغيير شرايط سياسى، به وقوع پيوست. مأمون به معنى واقعى كلمه شيعه نبود. بلكه تابعيّت وى از اهل بيت و تعبّد او در اطاعت از خدا، از برخى انديشههاى شيعى همچون برتر دانستن اميرمؤمنان عليه السلام بر