زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧ - علم الهام

وى اطلاع داد كه پاسخى براى پادشاه روم ندارد و هديه را هم نمى‌پذيرد.

قاصد به نزد پادشاه رفت. پادشاه ميزان هديه را دو برابر كرد و باز قاصد را روانه دربار عبد الملك ساخت و پيغام داد: به گمانم تو هديه را نا چيز شمردى و آن را نپذيرفتى و نامه‌ام را پاسخ ندادى از اين رو من مقدار هديه را دو برابر كردم. من به تو همان قدر علاقه دارم كه به بازگرداندن نقش و نگارها به همان صورت اوّليه خودشان.

عبد الملك اين نامه را خواند، امّا پاسخى به آن نداد و هديه را هم باز پس فرستاد. ديگر بار، پادشاه روم به عبد الملك نامه‌اى نگاشت و از او خواست كه پاسخ نامه‌هايش را بنويسد. وى در اين نامه نوشت:

تو پاسخ به نامه‌هاى مرا نا چيز انگاشتى و هديه‌ام را ناديده گرفتى و به خواسته من وقعى ننهادى. من گمان كردم كه تو هديه مرا كم بها دانستى از اين رو آن را دو برابر گردانيدم، امّا تو باز رويه‌ات را تغيير ندادى و من هديه را سه برابر كردم، من تو را به مسيح سوگند مى‌دهم كه دستور دهى طراز كاغذها را به شكل نخستين خود بازگرداند من فرمان مى‌دهم كه درهم و دينارها را نقش زنند و تو خود نيك مى‌دانى كه سكه‌ها تنها در سرزمين من نقش زده مى‌شوند و هيچ سكه‌اى در بلاد اسلام نقش زده نمى‌شود. پس دستور مى‌دهم تا روى آنها بر پيامبرت ناسزا حك كنند كه چون بخوانى عرق بر پيشانى‌ات نشيند بنابر اين دوست دارم كه هديه‌ام را بپذيرى و دستور دهى كه طرازها را به شكل سابق خود برگردانند و اين كار را به عنوان هديه‌اى براى نيكى به من تلقّى كنى و روابط ميان من و خود را