زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٣ - علم الهام
تو فرستاد و به تو گفت: كه به عموهايت چنين و چنان بگو؟!
عبداللَّه گويد: ابو جعفر تمام سخنان والى مدينه را برايم نقل كرد چنان كه گويى خود در آنجا حضور داشته است. سپس به من فرمود: اى پسر عمو، پس فردا از عهده كار او بر مىآييم. او از كار بر كنار و به مصر تبعيد مىشود، بهخدا مننه جادوگرم ونه پيشگو، امّا اينخبر به من رسيدهاست.
عبداللَّه بن معاويه گويد: به خدا سوگند دو روز از اين ماجرا سپرى نشده بود كه حكم عزل والى مدينه و تبعيد او به مصر به دستش رسيد و كس ديگرى به جاى او منصوب شد. [١]
ابو بصير يكى از ياران خاصّ امام باقر عليه السلام نيز داستان خود را با آنحضرت نقل كرده كه چگونه مراقب كار وى بوده و او را تأديب كرده است وى مىگويد:
در كوفه به زنى قرآن مىآموختم در اين اثنا اندكى به او خيره شدم، پس چون بر ابو جعفر وارد گشتم زبان به نكوهش من گشود و فرمود: هر كه در خلوت مرتكب گناه شود خداوند به او بى اعتنا خواهد شد. به آن زن چه گفتى؟ من از شرم صورتم را پوشاندم و توبه كردم و ابو جعفر فرمود: ديگر چنين نكن. [٢]
همچنين ابو بصير روايت مىكند كه چگونه امام باقر چندين سال پيش از روى كار آمدن بنى عبّاس، خبر چيرگى و سلطنت آنها را داده است.
[١] - بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٣٤٦.
[٢] - همان مأخذ، ص ٢٤٧.