زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣ - دوران زندگى امام باقر عليه السلام

او به اصحابش فرمود: بر ياران و خانواده‌ام حرام است كه به عورتم بنگرند مكر برادرم على كه او از من است و من از اويم. آنچه براى على است براى من است و آنچه بر اوست بر من نيز هست. او قاضى دين من و تحقق بخشنده وعده من است. سپس به اصحابش فرمود: على بر تأويل قرآن مى‌جنگد چنان كه من بر تنزيل آن جنگيدم، و تأويل كمال و تمام قرآن نزد هيچ يك از اصحاب نبود جز نزد على و از همين رو بود كه رسول خدا به اصحابش فرمود:

داورترين شما على است. يعنى على قاضى شماست و نيز از همين رو بود كه عمر بن خطاب گفت: اگر على نمى‌بود هر آينه عمر هلاك مى‌شد.

عمر به على گواهى مى‌داد و حال آنكه ديگران او را منكر مى‌شوند!

هشام ديرى خاموش ماند سپس سر بلند كرد و گفت: بگو چه مى‌خواهى؟ پدرم فرمود:

خانواده و فرزندانم را رها كرده‌ام در حالى كه آنان از خروج من دل نگرانند.

هشام گفت: خداوند وحشت آنان را با بازگشت تو به سوى ايشان به انس و آرام تبديل مى‌كند. اينجا درنگ مكن و همين امروز به سوى آنان باز گرد. آنگاه پدرم با او معانقه و برايش دعا كرد من نيز همان كارى را كه پدرم كرد انجام دادم. سپس برخاست و من هم با او برخاستم و به سوى در بارگاه او بيرون شديم. ميدانى در مقابل بارگاه هشام بود. در انتهاى ميدان عدّه بسيارى از مردم نشسته بودند. پدرم پرسيد: اينان كيستند؟

در بانان پاسخ گفتند: اينان كشيشان و راهبان دين مسيحند و اين داناى‌