زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٨ - خصلتهاى پسنديده
بنگرد و فردا در پيشگاهش سر فراز و رستگار شوم. افلح گويد: آنگاه امام طواف كرد وسپسآمد تا نزد مقامنماز گزارد سپس سر از سجودش برداشت وديدم كه پيشانى آن حضرت از بسيارى اشك، خيس و تر شده است.
افلح مىافزايد: آنحضرت هر گاه مى خنديد، مىفرمود: خداوندا بر من خشم مگير! [١]
فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق عليه السلام در وصف اخلاص و عبادت پدرش چنين مىفرمايد:
پدرم بسيار ذكر خدا مىگفت. من با او مىرفتم، و او ذكر خدا مىگفت. با او غذا مىخوردم و او ذكر خدا مىگفت. با مردم سخن مىگفت، امّا اين امر او را از ذكر خدا باز نمىداشت. زبانش را مىديدم كه به كامش مىچسبيد و با اين وصف پيوسته از گفتن ذكر لا اله الا اللَّه باز نمىايستاد. ما را جمع مىكرد و به ما مىفرمود كه تا سرزدن آفتاب ذكر خدا بگوييم و هر يك از ما را كه مىتوانست بخواند به تلاوت قرآن فرمان مىداد و هر كه نمى توانست، مىفرمود ذكر بگويد. [٢]
امام صادق عليه السلام در همين باره باز مىفرمايد:
من بستر پدرم را مىگستردم و انتظار مىكشيدم تا بيايد. چون او به بسترش مىآمد و مىخوابيد من نيز به سوى بستر خود مىرفتم. شبى او دير كرد و من به جستجويش به مسجد رفتم. مردم همه در خواب بودند.
[١] - حلية الأولياء، ص ٢٩٠.
[٢] - همان مأخذ، ص ٢٩٨.