الفقه الاسلامى احكام خمس - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥ - وسوسههاى ابليس
بعداً متشرّع آن را اصطلاح كردند.
ثانياً: واژههاى قرآن در بخشندگى متعدّد است كه در حديث پيشگفته به آن اشارت رفت مانند (صدقه، انفاق، زكات، جهاد با مال، دادن حقّ معلوم) و گويا بدين معنى است كه بذل و بخشش بطور مطلق است، و سُنّت، پيرامون آن، تعاليم و قوانين تفصيلى را وضع نموده است، ولى خمس بيانى است از ميزان معيّن بخشش، و نبايد اين فريضه را در راستاى موارد ذكر شده انفاق در قرآن قرار داد.
آيا خمس، انفاق و تصديق رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله، و جلوگيرى از حرص و آز نفس و جهاد با مال و بخشش و دادن حق معلوم نيست؟
آرى، تمامى موارد فوق بر خُمس دلالت دارد، كما اينكه بر زكات (به معنى خاصّ آن) نيز صادق است، همچنين شامل انفاق و حجّ و دادن صدقه «بخشش مقدارى از ثروت به فقير» را مىشود.
ثالثاً:
الف- بسيارى از احكام دين ذكر آن يكبار در قرآن آمده مانند برخى آيات طلاق و حدود و قصاص، آيا بدليل اينكه يكبار در قرآن تصريح شده بايد از اجراى آن چشمپوشى كنيم؟
خير..
ب- مىگويند: خمس فريضهايست كه دير هنگام وضع شده و ائمّه معصومين عليهم السلام در زمان متأخّر آن را فرض نمودند و بر اساس حكم ولايى وضع شده است چون غاصبان حكومت و قدرت، اموال زكات را در تحكيم سلطه خود از مردم اخذ و صرف مىكردند؟
پاسخ اين سؤال چنين است: