الفقه الاسلامى احكام خمس
(١)
پيشگفتار
٣ ص
(٢)
خُمس چرا؟
٥ ص
(٣)
وسوسههاى ابليس
١٣ ص
(٤)
نقش خُمس در موجوديت مذهبى
١٩ ص
(٥)
خمس در قرآن واحاديث
٢٣ ص
(٦)
قرآن كريم
٢٣ ص
(٧)
رهنمود از آيات
٢٤ ص
(٨)
حديث شريف
٢٦ ص
(٩)
موارد وجوب خمس
٢٩ ص
(١٠)
اوّلًا غنايم جنگى
٣٠ ص
(١١)
حديث شريف
٣٠ ص
(١٢)
احكام
٣٠ ص
(١٣)
موارد خارج از شمول غنايم
٣٢ ص
(١٤)
ثانياً معادن
٣٢ ص
(١٥)
حديث شريف
٣٢ ص
(١٦)
احكام
٣٣ ص
(١٧)
مسائل فرعى
٣٤ ص
(١٨)
ثالثاً گنجينهها
٣٥ ص
(١٩)
حديث شريف
٣٥ ص
(٢٠)
احكام
٣٦ ص
(٢١)
مسائل فرعى
٣٨ ص
(٢٢)
رابعاً غواصى
٣٩ ص
(٢٣)
حديث شريف
٣٩ ص
(٢٤)
احكام
٤٠ ص
(٢٥)
پنجم مال حلال مخلوط به حرام
٤١ ص
(٢٦)
حديث شريف
٤١ ص
(٢٧)
احكام
٤٢ ص
(٢٨)
ششم زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان خريدارى كند
٤٣ ص
(٢٩)
حديث شريف
٤٣ ص
(٣٠)
احكام
٤٣ ص
(٣١)
هفتم درآمد، پس از كسر مخارج
٤٤ ص
(٣٢)
حديث شريف
٤٤ ص
(٣٣)
احكام
٤٥ ص
(٣٤)
سود يا درآمد چيست؟
٤٥ ص
(٣٥)
مؤنه چيست؟
٤٨ ص
(٣٦)
سال مالى و مؤنه
٥٠ ص
(٣٧)
تقسيم خمس
٥٣ ص
(٣٨)
حديث شريف
٥٣ ص
(٣٩)
احكام
٥٥ ص
(٤٠)
پرسش و پاسخ در باب خُمس
٥٧ ص

الفقه الاسلامى احكام خمس - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦ - احكام

«يا عليّ، إنّ عبدالمطّلب سنّ في الجاهلية خمس سنن أجراها اللَّه له في الإسلام (إلى أن قال) ووجد كنزاً فأخرج منه الخمس وتصدّق به فأنزل اللَّه:

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ)».

«اى على! عبدالمطّلب در جاهليّت پنج سُنّت را برجاى گذاشت كه خداوند آن را در اسلام مقرّر نمود (تا اينكه فرمود:) گنجينه‌اى را يافت و خُمس آن را بعنوان صدقه تقسيم نمود و خداوند آن را طبق آيه: (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ) «واى مؤمنان بدانيد كه هرچه بشما غنيمت و فائده رسد خمس آن از آن خدا و...» را مقرّر نمود.

٢/ در كتاب (المقنعه) ذكر شده است كه جمعى از مؤمنين از امام رضا عليه السلام درباره گنج چنين سئوال نموده‌اند؛ مقدار ارزش گنج كه خُمس به آن تعلّق مى‌گيرد، چقدر است؟ امام فرمودند: مقدارى كه بايد از آن زكات پرداخت شود به همان مقدار خُمس تعلّق دارد و اگر به آن مقدار كه بايد زكات داد، نرسد، خمس نيز بر او تعلّق ندارد. [١]»

احكام‌

١- آنچه از بقاياى زندگى نسل‌هاى گذشته بدست مى‌آيد و نزد عقلا ارزش داشته باشد، به آن گنج مى‌گويند، و تفاوتى ميان اينكه گنج ارزش ذاتى داشته باشد مثل معادن گرانبها و يا سنگهاى قيمتى يا ارزش باستانى، نظير سفال عتيقه و يا كتاب خطّى و مانند آن وجود ندارد، هم‌چنين فرقى ميان اينكه اين دفينه در دل خاك و يا ميان‌


[١] - همان منبع، ص ٣٤٦، حديث ٦.