دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤٣ - عفو و گذشت
عفو و گذشت
یک روز کنیزکی از کنیزان حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام آب به دست آن
حضرت جهت وضو میریخت، بر اثر سهل انگاری و بیتوجهی همین طوری که ایستاده
بود چرتش گرفت و ظرف آبی که دستش بود افتاد و سر مبارک آن حضرت را شکست.
حضرت سر خود را بلند کرد و نگاهی به کنیزک کرد، کنیزک که خیلی ترسیده بود،
از ترس این آیه را خواند: «والکاظمین الغیظ»؛ پرهیزگاران خشم خود را
فرومیبرند. (مقصودش این بود که با یادآوری این آیهی مبارکه خشم حضرت را
فرونشاند). امام سجاد علیهالسلام فرمود:
«قد کظمت غیظی»؛ خشمم را
فرونشاندم. کنیزک که دید تدبیرش مؤثر واقع شده برای بهرهبرداری بیشتری از
این فرصت دنباله آیه را ادامه داد و گفت: «و العافین عن الناس»؛ (و صفت
دیگر اهل تقوی) کسانی هستند که از مردم گذشت میکنند.
حضرت سجاد علیهالسلام فرمود:
«عفی الله عنک»؛ خداوند متعال از تو بگذرد و تو را عفو کند.
کنیزک گفت: «و الله یحب المحسنین»؛ و خداوند متعال انسانهای نیکوکار را دوست دارد.
حضرت فرمود: «اذهبی فانت حرة لوجه الله عزوجل»؛ برو که تو در راه خدا آزاد هستی.
گذشته از اینکه خشم خود را فرونشانیدند و از تقصیرش گذشت کردند؛ احسان بزرگی در حق او نموده و او را آزاد کردند. [١] .
ای امام چارمین شیعیان
در پناهت هست هر دل در امان
ای گرامی یادگار کربلا
خاطرات آب آزارد تو را
داغ زنجیر بلا بر گردنت
جایگاه حلقههایش بر تنت
سوختی در آتش تب سوختی
دیده بر چشمان زینب دوختی
ای قلوب عرشیان کاشانهات
ای که جان فرشیان پروانهات
ای تو مهتاب شب و خورشید روز
عالمی از داغ تو در ساز و سوز [٢] .
(١) الارشاد، شیخ مفید ٢ / ١٤٦.
(٢) گلهای ولایت، چهارده معصوم ١٦٢.
منبع: داستانهایی از اخلاق و رفتار امام سجاد زینالعابدین؛ علی میرخلفزاده؛ محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم چاپ اول تابستان ١٣٨٣.