دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٨ - سپس در فراز دیگر با اشاره به اینکه تنها خداست که میتواند مشکلات و سختیها را از انسان دور کند میفرماید فلا مصدر لما اوردت، و لا صارف لما وجهت، (خدایا) پس برای آنچه به من رساندهای برگرداننده و برای آنچه متوجه (من) ساختهای دفعکنندهای نیست ،
سپس در فراز دیگر با اشاره به اینکه تنها خداست که میتواند مشکلات و سختیها را از انسان دور کند میفرماید: فلا مصدر لما اوردت، و لا صارف لما وجهت، (خدایا) پس برای آنچه به من رساندهای برگرداننده و برای آنچه متوجه (من) ساختهای دفعکنندهای نیست...،
امام (ع) به ما آموزش میدهد که اگر مشکلات و سختیها به شما رو میآورد،
به یقین بدانید که خداوند رفعکننده آنهاست، پس به سوی خدا بروید، و برای
رهایی از آنها خود را به پناهگاه الهی نزدیک کنید. آنگاه درخواست خود را از
خداوند اینگونه بیان میفرماید:
و افتح لی یا رب باب الفرج بطولک، خدایا در آسایش را به فضل خود به روی من باز کن.
و
از آنجا که مشکلات و سختیها ممکن است سبب شوند که انسان از پرداختن به
انجام وظائف خود نسبت به مکتب دور بماند، امام (ع) با توجه به این نکته
میفرماید: و لا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضک، و استعمال سنتک، (خدایا)
مرا به سبب غم و اندوه از رعایت و حفظ واجبات و به کار بستن سنت خود
بازمدار. در پناه بردن به خدای تعالی از سختیها و بدی اخلاق و کردارهای
نکوهیده عنوان دعاء چنین است: و کان من دعائه علیهالسلام فی الاستعاذه من
المکاره و سیئی الاخلاق و مذام الافعال، از دعاهای امام (ع) در پناه بردن
به خدای تعالی از سختیها و بدی اخلاق و کردارهای نکوهیده است.
محتوای دعا
دعاء هشتم اینگونه آغاز میشود:
اللهم انی اعوذ بک من هیجان الحرص، خدایا از حرص و آز (بر دنیا) به تو پناه میبرم.
در
این دعا امام سجاد (ع) به ما آموزش میدهد که از بیماریهای اخلاقی و روانی
و نتایج و اثرات آنها به خدا پناه ببریم و به پارهای از آنها اشاره
میفرماید:
١- هیجان الحرص، حرص و آز
٢- سوره الغضب، تندی غضب و خشم
٣- غلبه الحسد، تسلط حسد و رشک
٤- ضعف الصبر، سستی صبر و شکیبایی
٥- قله القناعه، کمی قناعت
٦- شکاسه الخلق، سوء خلق و بدخوئی
٧- الحاح الشهوه، افراط (بیحد) خواهش نفس
٨- ملکه الحمیه، غلبه حمیت (طرفداری از ناحق)
٩- متابعه الهوی، پیروی از هوا و هوس
١٠- مخالفه الهدی، مخالفت با هدایت و رستگاری
١١- سنه الغفله، خواب غفلت
١٢- تعاطی الکلفه، اقدام بر تکلف و کار با مشقت (که انسان را به رنج آورد و خسته و بیزار نماید)
١٣- ایثار الباطل علی الحق، برگزیدن باطل بر حق
١٤- الاصرار علی الماثم، اصرار و مداومت بر گناه.
١٥- استصغار المعصیه، کوچک شمردن گناه و معصیت.
١٦- استکبار الطاعه، بزرگ دانستن اطاعت و بندگی خدا.
١٧- مباهات المکثرین، از به خود نازیدن ثروتمندان.
١٨- الازراء بالمقلین، خوار شمردن فقراء و نیازمندان
١٩- سوء الولایه لمن تحت ایدینا، بدرفتاری با زیردستان (زن، فرزند، شاگرد، خدمتگزار و پیروان...)
٢٠- ترک الشکر لمن اصطنع العارفه عندنا، بجا نیاوردن شکر و سپاسگزاری نسبت به کسی که به ما نیکوئی کرده است.
٢١- او ان نعضد ظالما، یا اینکه ستمگری را کمک کنیم.
٢٢- او نخذل ملهوفا، یا اینکه ستمدیدهای را خوار گردانیم.
٢٣- او نروم ما لیس لنا بحق، یا آنچه حق ما نیست بطلبیم.
٢٤- او نقول فی العلم بغیر علم، در علم (اصول و فروع دین...) از روی نادانی سخن بگوئیم.
٢٥- ان ننطوی علی غش احد، از اینکه غش با کسی را قصد کنیم (فریب دادن دیگران)
٢٦- ان نعجب باعمالنا، از اینکه به کردارهایمان خودپسند باشیم.
٢٧- نمد فی آمالنا، آرزوهایمان را دراز کنیم.
٢٨- من سوء السریره، از بدی راز نهفته در دل (پندار بد)
٢٩- و احتقار الصغیره، و از کوچک شمردن گناه کوچک
٣٠- ان یستحوذ علینا الشیطان، از اینکه شیطان بر ما مسلط شود.
٣١- او ینکبنا الزمان، یا شرایط زمان، ما را بدبخت گرداند.
٣٢-
او یتهضمنا السلطان، یا حاکم و سلطان بر ما ستم نماید. (یا شاید به این
معنا باشد که در فساد و تباهی حاکمان ستمگر هضم شویم و شخصیت الهی خود را
از دست بدهیم).
٣٣- من تناول الاسراف، از اقدام بر اسراف کردن
٣٤- من فقدان الکفاف، از نیافتن روزی به اندازه نیازمندی
٣٥- من شماته الاعداء، از سرزنش دشمنان
٣٦- من الفقر الی الاکفاء، از نیازمندی به امثال خود.
٣٧- من معیشه فی شده، از زندگی در سختی
٣٨- و میته علی غیر عده، و مردن بی ساز و سامان (بدون توشه سفر مرگ).
٣٩- من الحسره العظمی، از بزرگترین تاسف و افسوس (در آخرت به دلیل نداشتن اعمال صالح)
٤٠- و المصیبه الکبری، و بزرگترین مصیبت
٤١- و اشقی الشقاء، و بدترین بدبختی (دخول در آتش و گرفتار شدن به عذاب الهی)
٤٢- و سوء الماب، و بدی بازگشت (به سوی خدا و جهان آخرت)
٤٣- و حرمان الثواب، و نومیدی از پاداش (بهشت)
٤٤- و حلول العقاب، و رسیدن کیفر (در قیامت)
امام
(ع) در قالب دعا فهرستوار به آنچه که مانع سعادت دنیوی و اخروی انسان
میشود پرداخته و آنها را بیان فرموده است. این موانع، متن همه نارسائیهای
فردی و اجتماعی و ریشه تمامی بدبختیهاست. چنانکه در زمینه بیماریهای
اخلاقی مواردی چون حرص، حسد، ناشکیبایی، غضب، شهوترانی و... را
برمیشمارد.
و در زمینه مسائل اقتصادی به مواردی چون عدم قناعت، اسراف،
فقدان تعادل دخل و خرج، فقر و تکلف اشاره مینماید. و در زمینه روابط
انسانی مسائلی چون، حمیت (در مسیر باطل)، مباهات ثروتمندان بر فقرا، کوچک
شمردن مستمندان، بدرفتاری در حوزه مسئولیت، غش، یاری ستمگر، خوار شمردن
ستمدیده، و درخواست آنچه حق انسان نیست را برمیشمرد.
و در قالب
کوتاهترین عبارات، بزرگترین و کلیدیترین مفاهیم اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی،
سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... را به صورت دعا بیان میفرماید. و به حق این
معارف الهی جز از سرچشمه زلال کوثر امامت جاری نمیشود.