دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١٥ - یادی از سخنان حضرت خضر
یادی از سخنان حضرت خضر
ابو حمزه ثمالی - که یکی از راویان حدیث و از اصحاب امام سجّاد، زین
العابدین علیه السّلام است - حکایت کند: روزی به همراه آن حضرت از مدینه
طیبه بیرون رفتیم، و چون به یکی از باغات در حوالی شهر مدینه رسیدیم، حضرت
به من خطاب نمود و فرمود: مدّت ها پیش، مثل همین روز کنار این باغ تکیه بر
دیوار آن داده بودم و در فکر و اندوه قرار داشتم، که ناگاه مردی سفید پوش
را دیدم در مقابل من ایستاده است و به صورتم نگاه می نماید.
پس از گذشت لحظاتی، مرا مورد خطاب قرار داد و اظهار نمود: چرا غمگین و اندوهناک هستی؟
آیا برای دنیا این چنین در فکر و اندیشه فرو رفته ای؟
اگر
چنین است، بدان که دنیا برای عموم مخلوقات است، و افراد نیک و پست همه از
آن بهره می برند. گفتم: خیر، غم و اندیشه من درباره دنیا نیست. آن مرد
اظهار نمود: آیا برای آخرت غمگینی؟ آخرت وعده گاه حتمی برای همگان است و
حکم فرمای آن روز، خداوند یکتا می باشد.
گفتم: خیر، اندیشه و اندوه من
درباره آخرت نیست. گفت: پس برای چه این گونه غمگین هستی؟ گفتم: ناراحتی و
اندوه من به جهت عبداللّه بن زبیر می باشد. سپس آن مرد سفیدپوش تبسّمی نمود
و فرمود: آیا تا به حال کسی را دیده ای که اعتماد و توکّل بر خداوند رحیم
نماید و آن گاه ناامید گردد؟
گفتم: خیر. فرمود: آیا تاکنون کسی را دیده ای که از خداوند چیزی را بخواهد و به آن دست نیابد؟
گفتم:
خیر. سپس افزود: و آیا کسی را دیده ای که از خدا بترسد و در زندگی
پیروزمند و خوشبخت نباشد؟ گفتم: خیر. و بعد از بیان چنین سخنان حکمت آمیز،
آن مرد سفیدپوش حرکت کرد و از آن جا رفت؛ و از نظرم غایب گشت. ابوحمزه
ثمالی گوید: امام سجّاد علیه السّلام در پایان سخن خویش فرمود: آن مرد حضرت
خضر نبی علیه السّلام بود. [١] .
(١) بحارالانوار: ج ٤٦، ص ١٤٥، به نقل از خرائج و جرائح مرحوم راوندی.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین؛ عبداللّه صالحی.