دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٦ - «یوسف بن اسباط» از پدرش نقل میکند که میگوید «من وارد مسجد کوفه» شدم به ناگاه با جوانی برخورد کردم که مشغول مناجات با پروردگارش بود و در سجده میگفت «سجد وجهی متعفرا فی التراب لخالقی و حق له» یعنی «صورت من در حالی که در خاک مالیده شده است، برای خالقم سجده کرده و او حق دارد که برای او سجده کنم » من به سمت او رفتم و معلوم شد که او حضرت علی بن الحسین -علیهالسلام- میباشد پس چون فجر طالع شد به کنار ایشان رفتم و به ایشان عرض کردم یابن رسول الله؛ نفس خود را معذب نمودید و خداوند به آنچه شما را برتری داده، برتری داده است؛ حضرت گریه کرد و سپس روایت زیبایی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برایم نقل کرد » ١
«یوسف بن اسباط» از پدرش نقل میکند که میگوید: «من وارد مسجد کوفه» شدم به ناگاه با جوانی برخورد کردم که مشغول مناجات با پروردگارش بود و در سجده میگفت: «سجد وجهی متعفرا فی التراب لخالقی و حق له» یعنی: «صورت من در حالی که در خاک مالیده شده است، برای خالقم سجده کرده و او حق دارد که برای او سجده کنم.» من به سمت او رفتم و معلوم شد که او حضرت علی بن الحسین -علیهالسلام- میباشد. پس چون فجر طالع شد به کنار ایشان رفتم و به ایشان عرض کردم: یابن رسول الله؛ نفس خود را معذب نمودید و خداوند به آنچه شما را برتری داده، برتری داده است؛ حضرت گریه کرد و سپس روایت زیبایی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برایم نقل کرد.» [١] .
پی نوشت ها:
[١] بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٩٩ (به نقل از کشف الغمه).
منبع: اسوه کامل؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول ١٣٨٠.