دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢٥ - روز فطر، اول ماه شوال
روز فطر، اول ماه شوال
عنوان دعا چنین است:
و کان من دعائه علیهالسلام فی یوم الفطر اذا
انصرف من صلوته قام قائما ثم استقبل القبله، و فی یوم الجمعه، فقال: از
دعاهای امام (ع) در روز فطر (اول ماه شوال) است هنگامی که نماز آن را به جا
میآورد آنگاه رو به قبله میایستاد و (نیز) در روز جمعه، پس میفرمود:
محتوای دعا
امام (ع) در آغاز دعا به مدح و ثنای الهی پرداخته میفرماید:
یا
من یرحم من لا یرحمه العباد، و یا من یقبل من لا تقبله البلاد، و یا من لا
یحتقر اهل الحاجه الیه. ای آنکه رحم میکند کسی را که بندگان به او رحم
نمیکنند، و ای آنکه میپذیرد کسی را که اهل شهرها او را نمیپذیرند، و ای
آنکه نیازمندانش را خوار نمیگرداند.
آنگاه در قالب دعا نکاتی را درباره خداشناسی به ما آموزش میدهد، که پارهای از آن نکات عبارتند از:
- خداوند دست رد به سینه کسی که به محبت و دوستی او اعتماد دارد نمیزند.
- عمل اندک را میپذیرد و پاداش میدهد.
- به کسی که به او نزدیک شود نزدیک میشود.
- هر بزرگی و بلندی در برابر خداوند کوچک، و هر ارجمندی در برابر او خوار است.
-
در رحمت او به روی آنان که خواهانند باز است. سپس به یکی از سنتهای الهی
که در طول تاریخ جریان داشته و دارد اشاره کرده میفرماید: و سنتک الابقاء
علی المعتدین حتی لقد غرتهم اناتک عن الرجوع، و صدهم امهالک عن النزوع، روش
و سنت تو بر تجاوزکنندگان از حد، رحمت و مهربانی است، تا اینکه مهلت دادن
به ایشان، آنها را از بازگشت (از باطل به سوی حق) مغرور ساخته و فریب داده،
و شتاب نکردن تو (در کیفر) آنها را از دست برداشتن از (گناه) بازداشته
«رحمت خدا برای آنان باعث غوطهور شدن در گناهان و نافرمانیها شده».
آنگاه
سبب و دلیل مهلتی که خدا به آنها داده را چنین بیان میفرماید: و انما
تانیت بهم لیفیئوا الی امرک، و امهلتهم ثقه بدوام ملکک، فمن کان من اهل
السعاده ختمت له بها، و من کان من اهل الشقاوه خذلته لها، و (ایشان غفلت
دارند از) اینکه آنان را مهلت دادهای برای آن است که به فرمان تو
بازگردند، و اینکه درباره (کیفر) آنها شتاب ننمودی از جهت اعتماد به دوام و
همیشگی ملک و پادشاهی خود میباشد (چون کسی عجله و شتاب مینماید که از
گذشتن وقت بترسد، ولی کسی که بر قدرت و تسلط خویش بر هر که بخواهد و هر وقت
که بخواهد اعتماد داشته باشد سببی برای عجله و شتاب او نیست). پس هر که
سزاوار نیکبختی بوده خاتمه و پایان کارش را نیکبخت گردانیدی، و هر که
شایسته بدبختی بوده او را از جهت بدبختی خوار ساختی (کمک و یاری نکرده و به
خود واگذاشتی.)
آنگاه در فراز آخر دعا به ما میآموزد این درخواستها را از خداوند داشته باشیم:
١- و اسمع نجوای، رازم را بشنو.
٢- و استجب دعایی، دعایم را استجابت کن.
٣- و لا تختم یومی بخیبتی، و روزم را به ناامیدی به پایان مرسان.
٤- و لا تجبهنی بالرد فی مسالتی، و در خواهشم دست رد بر پیشانیم مزن (مرا ناامید مکن).
٥- و اکرم من عندک منصرفی و الیک منقلبی، و رفتنم را از نزدت و بازگشتم را به سویت گرامی دار.