دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣٥ - شادمانی فقیران در روز جمعه
شادمانی فقیران در روز جمعه
ابوحمزه ثمالی حکایت کند:
در یکی از روزهای جمعه، هنگامی که نماز صبح را به امامت حضرت سجّاد علیه السّلام خواندیم، سپس حضرت روانه منزل خود شد.
و
چون وارد منزل گردید، یکی از کنیزان خود را به نام سکینه صدا زد و فرمود:
امروز جمعه است، هر فقیر و مستمندی که مراجعه کند نباید دست خالی و ناامید
برگردد.
من به حضرتش عرضه داشتم: هر سائلی که مستحقّ نیست؟ فرمود: می
دانم؛ ولی می ترسم همان شخصی که ناامید شود، مستحقّ باشد و به جهت آن مورد
عقاب و سخط قرار گیریم. همان طوری که حضرت یعقوب علیه السّلام، هر روز
گوسفندی را قربانی می نمود و آن را به فقرا و نیازمندان صدقه می داد و
مقداری از آن را نیز خود و خانواده اش مصرف می کردند.
ولیکن غروب جمعه
ای، یک نفر مؤمنِ روزه دارِ غریب، درب منزل حضرت یعقوب علیه السّلام آمد و
گفت: به من غریب گرسنه کمک کنید، جواب او را ندادند و آن غریب چندین مرتبه
خواسته خود را تکرار کرد؛ و چون ناامید شد و شب فرا رسیده بود رفت و شکایت
گرسنگی خود را با خداوند متعال بازگو کرد و بدون آن که چیزی خورده باشد
خوابید و فردای آن روز را نیز روزه گرفت.
در همان شب از سوی خداوند به
یعقوب وحی نازل شد: بنده ای از بندگان مرا ناامید گرداندی و موجب عقاب و
سخط قرار گرفته اید. ای یعقوب! محبوب ترین پیامبران من آنانی هستند که بر
مستمندان محبّت و دلسوزی داشته باشند و آن ها را در پناه خود قرار دهند و
هر که بنده ای از بندگان مؤمن مرا ناامید کند مبتلا به عقوبت سختی خواهد
شد، پس تو هم خود را آماده مصائب و مقدّرات گردان. پس از بیان داستان مفصّل
قصّه یعقوب و یوسف علیهماالسّلام، ابوحمزة ثمالی گوید: به حضرت سجّاد علیه
السّلام عرض کردم: آن زمانی که حضرت یوسف به درون چاه افتاد چند ساله بود؟
در پاسخ فرمود: نه سال داشت، گفتم: فاصله منزل حضرت یعقوب تا شهر مصر چه
مقدار مسافتی بوده است؟ جواب فرمود: مسافتی معادل دوازده روز پیاده روی.
و
سپس افزود بر این که حضرت یوسف زیباترین افراد زمان خود بود که مورد حسادت
برادران خود قرار گرفت و سپس جریان به چاه افتادن و زندانی شدن و نابینا
شدن پدرش یعقوب و وصال مجدّد را به طور مشروح بیان نمود، که در این داستان
به ترجمه خلاصه ای از آن اکتفا شد. [١] .
(١) علل الشّرائع: ص ٤٥، ح ١، تفسیر عیاشی: ج ٢، ص ١٦٧، ح ٥.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام زین العابدین؛ عبداللّه صالحی.