دانشنامه امام سجاد علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨٣ - دعای مستجاب
دعای مستجاب
سر بریدهی ابنزیاد، جنایتکار معروف فاجعهی کربلا و عدهای دیگر از
سران حکومت یزیدی را نزد مختار آوردند. مختار چون سر بریدهی عبیدالله بن
زیاد را مشاهده کرد بسیار شادمان گشت و خداوند را شکر گفت. آنگاه دستور
داد تا سریعا سر را به مدینه، نزد امام زینالعابدین علیهالسلام بفرستند
تا اندکی خاطر آن حضرت شاد گردد.
چون سر ابنزیاد را برای امام
علیهالسلام آوردند آن حضرت مشغول صرف صبحانه بود. پس خدای را شکر نمود و
فرمود: «هنگامی که ما را به صورت اسیر به کوفه در بارگاه ابنزیاد وارد
کردند، دیدم که او صبحانه میخورد و سر مبارک پدرم را در کنار خود نهاده و
به آن اهانت میکند. در آن لحظه از خداوند خواستم تا مرا نمیراند تا اینکه
هنگام صرف صبحانه سر بریدهی ابنزیاد را به من نشان دهد. حمد و سپاس
خدایی را که دعایم را مستجاب فرمود و آنگاه سر به سجده نهاد و عرض کرد:
«حمد و سپاس خداوندی را که انتقام مرا از دشمنم گرفت. خداوند پاداش نیک به
مختار عنایت فرماید.» [١] .
(١) سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج ١، ص ٦٣٦.
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم ١٣٨١ .