شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٨
جهان گذران به چيزى اصالت نمى دهند و جز مشتهيات مادى، به چيزى دل نمى بندند و جز محروميتهاى مادى از چيزى نمى ترسند. اينان با اختلاف مراتبى كه دارند حداكثر آنچه از معارف آسمانى بپذيرند اين است كه
اعتقادات اجمالى را باور كنند و دستورهاى عملى اسلام را به طور جمود اجرا نمايند و بالا خره خداى يگانه را به اميد ثواب اخروى يا از ترس عقاب اخروى بپرستند.
و كسانى هستند كه در اثر صفاى فطرت، سعادت خود را در دلبستگى به لذايذ گذران و زندگى چند روزه اين جهان نمى بينند و سود و زيان و شيرين و تلخ اين سرا پيش ايشان جز پندارى فريبنده نيست و ياد گذشتگان كاروان هستى كه كامروايان ديروز و افسانه هاى امروز مى باشند، درس عبرتى است كه پيوسته برايشان تلقين مى شود.
اينان طبعا با دلهاى پاك خودشان متوجه جهان ابديت مى شوند و به نمودهاى گوناگون اين جهان ناپايدار به نظر آيه و نشانه نگاه مى كنند و هيچگونه اصالت و استقلالى به آنها نمى دهند.
آن وقت است كه از دريچه آيات و نشانه هاى زمينى و آسمانى نور نامتناهى عظمت كبرياى خداى پاك را با درك معنوى مشاهده مى كنند و دلهاى پاكشان يكجا شيفته درك رمزهاى آفرينش مى شود و به جاى اينكه در چاله تنگ سودپرستى شخصى، زندانى شوند در فضاى نامتناهى جهان ابديت به پرواز درآمده، اوج مى گيرند.
وقتى كه از راه وحى آسمانى مى شنوند كه خداى تعالى از پرستش بتها نهى مى كند و ظاهر آن مثلًا نهى از سر فرود آوردن در برابر بت است، به سبب تجليل از اين نهى مى فهمند كه غير از خدا را