شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٥
كافى است كه ذخاير علمى اهل بيت عليهم السّلام را با كتب فلسفى كه با مرور تاريخ نوشته شده بسنجيم؛ زيرا عيانا خواهيم ديد كه روز به روز فلسفه به ذخاير علمى نامبرده نزديكتر مى شد تا در قرن يازده هجرى تقريبا به همديگر منطبق گشته و فاصله اى جز اختلاف تعبير در ميان نمانده است.
چند تن از نوابغ علمى شيعه
الف- ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ٣٢٩ هجرى) وى در شيعه اولين كسى است كه روايات شيعه را از اصول (هر يك از محدثين روايتهايى كه از ائمه اهل بيت اخذ كرده بود در كتابى جمع آورى مى كرده و كتاب نامبرده (اصل) ناميده مى شد) استخراج و تفطيع كرده و به ترتيب ابواب فقه و اعتقاد مرتب ساخته است. كتاب وى كه (كافى) ناميده مى شود به سه بخش اصول، فروع و روضه (متفرقات) منقسم و به (٩٩١٦١) حديث مشتمل است و معتبرترين و معروفترين كتاب حديثى است كه در عالم تشيع شناخته مى شود.
و سه كتاب ديگر كه تالى كافى مى باشند [عبارتند از:] كتاب (من لايحضره الفقيه) شيخ صدوق محمد بن بابويه قمى (متوفاى ٣٨١ هجرى قمرى) و كتاب (تهذيب) و كتاب (استبصار) تأليف شيخ طوسى (متوفاى ٤٦٠ هجرى قمرى) مى باشد.
ب- ابوالقاسم جعفر بن حسن بن يحياى حلى، معروف به محقق (متوفاى ٦٧٦) وى نابغه فقه سرآمد فقهاى شيعه مى باشد و از شاهكارهاى فقهى وى كتاب (مختصر نافع) و كتاب (شرايع) است كه
طباطبايى، محمد حسين، شيعه در اسلام (طبع قديم)، ١جلد، دفتر انتشارات اسلامي (وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم) - قم، چاپ: سيزدهم، ١٣٧٨.
شيعه در اسلام (طبع قديم) ؛ ص١٠٦